hippo

[ایالات متحده]/'hɪpəʊ/
[بریتانیا]/ˈhɪpo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پستانداری بزرگ گیاه‌خوار بومی آفریقای زیر صحرا، که به خاطر بدن استوانه‌ای شکل، پاهای کوتاه و دهان بزرگش شناخته می‌شود.
Word Forms
جمعhippos

جملات نمونه

The long-toed bird—a jacana, or lily trotter—can walk atop floating plants, as the half-hidden jacana next to the hippo is doing.

پرنده با پنجه بلند - یک جاکانا یا جاکانا - می تواند بر روی گیاهان شناور راه برود، همانطور که جاکانای نیمه پنهان در کنار سمور است.

Crevalle jack (Caranx hippos) are a common sight at the mouth of the Homosassa River, where fresh and salt waters mix as the river spills into the Gulf of Mexico.

ماهی‌های جک کروال (Caranx hippos) منظره رایجی در دهانه رودخانه هوموساسا هستند، جایی که آب‌های شیرین و شور با هم مخلوط می‌شوند زیرا رودخانه به خلیج مکزیکو می‌ریزد.

This is the true story of two great friends: a baby hippo named Owen and a giant tortoise named Mzee.

این داستان واقعی دو دوست بزرگ: یک بچه خرچنگ آفریقایی به نام اوون و یک لاک‌پشت غول‌پیکر به نام امزی.

For years, the hippo has been the leading candidate for the closest land relative because of its similar DNA and whalelike features.

برای سال‌ها، سمور زمینی به دلیل DNA و ویژگی‌های شبیه به نهنگ، نامزد اصلی برای نزدیکترین خویشاوند زمینی بوده است.

The hippo waded through the river.

خرچنگ آفریقایی در رودخانه قدم زد.

The zookeeper fed the hungry hippo.

نگهبان حیات وحش به خرچنگ آفریقایی گرسنه غذا داد.

The hippo submerged itself in the water to cool off.

خرچنگ آفریقایی برای خنک شدن خود را در آب فرو برد.

The baby hippo followed its mother closely.

بچه خرچنگ آفریقایی مادرش را از نزدیک دنبال کرد.

Hippos are herbivorous mammals.

خرچنگ‌های آفریقایی پستانداران گیاهخوار هستند.

Tourists marveled at the size of the hippo.

گردشگران به بزرگی خرچنگ آفریقایی شگفت زده شدند.

The hippo's yawn revealed its massive teeth.

باز کردن دهان خرچنگ آفریقایی دندان‌های بزرگش را نشان داد.

Hippos are excellent swimmers despite their size.

خرچنگ‌های آفریقایی با وجود جثه بزرگشان شناگران خوبی هستند.

The hippo wallowed in the mud to protect its skin from the sun.

خرچنگ آفریقایی برای محافظت از پوستش در برابر آفتاب در گل فرو رفت.

A group of hippos is called a bloat.

گروهی از خرچنگ‌های آفریقایی به آن یک ازدحام گفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید