hippychick

[ایالات متحده]/ˈhɪpi tʃɪk/
[بریتانیا]/ˈhɪpi tʃɪk/

ترجمه

n. یک نام تجاری برای حاملان نوزاد یا لوازم مادری که جمیل هیپی را با عملکرد مدرن ترکیب می کند؛ یک مادر جوان که سبک های پرورش طبیعی را با تأثیرات بوهمی ترکیب می کند.
adj. ویژگی سبک های پرورش طبیعی که عناصر فرهنگی هیپی را در خود جای داده است.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the hippychick walked through the festival with flowers in her hair and a peaceful smile.

خانم هیپی چیک با گل‌هایی در موی خود و لبخندی آرام از طریق جشن تندی می‌گذشت.

she embraced the hippychick lifestyle, living off the grid and practicing yoga daily.

او سبک زندگی هیپی چیک را پذیرفته بود و از شبکه برق خارج می‌زیست و هر روز یوگا می‌کرد.

the hippychick aesthetic includes flowing skirts, ethnic jewelry, and natural fabrics.

زیبایی هیپی چیک شامل پوشاک‌های جاری، جواهرات اقلیمی و پارچه‌های طبیعی است.

her hippychick attitude attracted like-minded friends who shared her passion for environmentalism.

وضعیت هیپی چیک او دوستانی با ذوق مشابه جذب کرد که عاشق حفظ محیط زیست بودند.

the vintage shop specialized in hippychick fashion from the 1960s and 1970s.

مغازه دست دوم به فشن هیپی چیک از دهه 1960 و 1970 متخصص بود.

at the commune, she found her tribe of fellow hippychicks who valued sustainability.

در جمعیت، او گروهی از هم‌زمان هیپی چیک پیدا کرد که پایبندی به پایداری را ارزش می‌دانستند.

the documentary explored the hippychick movement and its influence on modern counterculture.

مستند به جنبش هیپی چیک و تأثیر آن بر فرهنگ مخالفت مدرن پرداخت.

she expressed her creative spirit through hippychick art, painting murals with peace symbols.

او روح خلاق خود را از طریق هنر هیپی چیک بیان کرد و دیواره‌ها را با نمادهای صلح نقاشی می‌کرد.

the hippychick community organized outdoor concerts celebrating love, peace, and music.

جامعه هیپی چیک کنسرت‌های بازدیدی را سازمان داد که عشق، صلح و موسیقی را جشن می‌گرفت.

her bohemian spirit embodied the true hippychick vibe of freedom and nonconformity.

روح بومی او روح واقعی هیپی چیک را نمایان می‌کرد که آزادی و غیرمتعهد بودن را شامل می‌شد.

the magazine featured tips for achieving the perfect hippychick look with recycled materials.

مجله نکاتی برای دستیابی به نگاه کامل هیپی چیک با مواد بازیافتی ارائه می‌داد.

she rejected mainstream consumerism, embracing the simple hippychick philosophy of sharing.

او مصرف‌گرایی اصلی را رد کرد و فلسفه ساده هیپی چیک به اشتراک گذاری را پذیرفته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید