hirsutest

[ایالات متحده]/hɜːsjuːtɛst/
[بریتانیا]/hɜrˈsuːtɛst/

ترجمه

adj. دارای بیشترین مو؛ به طور غیرمعمول مو دار

عبارات و ترکیب‌ها

hirsutest animal

حیوان پوشیده مو

hirsutest person

فرد پوشیده مو

hirsutest breed

نژاد پوشیده مو

hirsutest condition

وضعیت پوشیده مو

hirsutest feature

ویژگی پوشیده مو

hirsutest trait

ویژگی پوشیده مو

hirsutest region

منطقه پوشیده مو

hirsutest specimen

نمونه پوشیده مو

hirsutest individual

فرد پوشیده مو

hirsutest category

دسته پوشیده مو

جملات نمونه

the hirsutest dog in the competition won the prize.

سگ بیشه‌دارترین در مسابقه جایزه را برد.

she was known for having the hirsutest legs among her friends.

او به داشتن بیشترین پاها در بین دوستانش معروف بود.

the hirsutest breed of cat is often sought after by pet lovers.

نژاد بیشه‌دارترین گربه اغلب توسط دوستداران حیوانات خانگی مورد توجه قرار می‌گیرد.

he joked that he had the hirsutest back in the group.

او شوخی کرد که بیشترین پشت را در گروه دارد.

her hirsutest features made her stand out in the crowd.

ویژگی‌های بیشه‌دارترین او باعث شد در میان جمعیت از او جدا شود.

the hirsutest plants thrive in the damp conditions of the rainforest.

گیاهان بیشه‌دارترین در شرایط مرطوب جنگل بارانی رشد می‌کنند.

many believe that the hirsutest animals are the most resilient.

بسیاری معتقدند که حیوانات بیشه‌دارترین پایدارترین هستند.

he was proud to be the hirsutest member of his family.

او به این که بیشه‌دارترین عضو خانواده‌اش بود افتخار می‌کرد.

the hirsutest trees in the forest provide shelter for many creatures.

درختان بیشه‌دارترین در جنگل پناهگاهی برای بسیاری از موجودات فراهم می‌کنند.

in the animal kingdom, the hirsutest species often adapt better to cold climates.

در پادشاهی حیوانات، گونه‌های بیشه‌دارترین اغلب بهتر با آب و هوای سرد سازگار می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید