histologies

[ایالات متحده]/hɪˈstɒlədʒiz/
[بریتانیا]/hɪˈstɑːlədʒiz/

ترجمه

n. مطالعه ساختار میکروسکوپی بافت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

various histologies

هیستولوژی‌های مختلف

tumor histologies

هیستولوژی‌های تومور

different histologies

هیستولوژی‌های متفاوت

specific histologies

هیستولوژی‌های خاص

associated histologies

هیستولوژی‌های مرتبط

pathological histologies

هیستولوژی‌های پاتولوژیک

cellular histologies

هیستولوژی‌های سلولی

histologies classification

طبقه بندی هیستولوژی ها

malignant histologies

هیستولوژی‌های بدخیم

benign histologies

هیستولوژی‌های خوش خیم

جملات نمونه

different histologies can indicate various types of diseases.

بررسی بافت‌های مختلف می‌تواند نشان‌دهنده انواع مختلف بیماری‌ها باشد.

researchers study histologies to understand cancer better.

محققان بافت‌ها را برای درک بهتر سرطان مطالعه می‌کنند.

histologies provide crucial information for diagnosis.

بافت‌ها اطلاعات حیاتی برای تشخیص ارائه می‌دهند.

comparing histologies helps identify treatment options.

مقایسه بافت‌ها به شناسایی گزینه‌های درمانی کمک می‌کند.

histologies can vary significantly among patients.

بافت‌ها می‌توانند در بین بیماران به طور قابل توجهی متفاوت باشند.

the study of histologies is essential in pathology.

مطالعه بافت‌ها در آسیب‌شناسی ضروری است.

histologies are analyzed to determine tumor characteristics.

بافت‌ها برای تعیین ویژگی‌های تومور تجزیه و تحلیل می‌شوند.

understanding histologies can improve patient outcomes.

درک بافت‌ها می‌تواند نتایج بیمار را بهبود بخشد.

histologies play a key role in personalized medicine.

بافت‌ها نقش کلیدی در پزشکی شخصی‌سازی‌شده ایفا می‌کنند.

pathologists examine histologies under a microscope.

پاتولوژیست‌ها بافت‌ها را زیر میکروسکوپ بررسی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید