histrionics

[ایالات متحده]/ˌhɪstrɪ'ɒnɪks/
[بریتانیا]/ˌhɪstriˈɑnɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجراهای تئاتری؛ هنرهای صحنه (اغلب به صورت جمع استفاده می‌شود) رفتار اغراق‌آمیز یا ملودراماتیک

جملات نمونه

She is known for her dramatic histrionics on stage.

او به خاطر تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراق‌آمیزش روی صحنه شناخته شده است.

The actor's histrionics drew mixed reviews from critics.

تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراق‌آمیز بازیگر، نظرات متناقض منتقدان را برانگیخت.

His histrionics during the argument made the situation worse.

تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراق‌آمیزش در طول بحث، وضعیت را بدتر کرد.

The politician's histrionics were seen as insincere by the public.

تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراق‌آمیز سیاستمدار، توسط مردم به عنوان غیرصادقانه تلقی شد.

The actress's histrionics overshadowed the rest of the cast.

تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراق‌آمیز بازیگر زن، باعث شد که سایر بازیگران تحت‌الشعاع قرار گیرند.

The director asked the actor to tone down his histrionics for a more realistic performance.

کارگردان از بازیگر خواست تا برای یک اجرای واقعی‌تر، تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراق‌آمیزش را کاهش دهد.

Her histrionics were so over-the-top that they became comical.

تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراق‌آمیزش آنقدر زیاد و اغراق‌آمیز بود که به خنده‌دار تبدیل شد.

The singer's histrionics added an emotional depth to the song.

تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراق‌آمیز خواننده، عمق احساسی به آهنگ اضافه کرد.

The teacher's histrionics in the classroom distracted the students from learning.

تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراق‌آمیز معلم در کلاس درس، باعث حواس‌پرتی دانش‌آموزان از یادگیری شد.

His histrionics at the meeting caused unnecessary drama.

تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراق‌آمیزش در جلسه، باعث ایجاد درام غیرضروری شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید