She is known for her dramatic histrionics on stage.
او به خاطر تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراقآمیزش روی صحنه شناخته شده است.
The actor's histrionics drew mixed reviews from critics.
تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراقآمیز بازیگر، نظرات متناقض منتقدان را برانگیخت.
His histrionics during the argument made the situation worse.
تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراقآمیزش در طول بحث، وضعیت را بدتر کرد.
The politician's histrionics were seen as insincere by the public.
تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراقآمیز سیاستمدار، توسط مردم به عنوان غیرصادقانه تلقی شد.
The actress's histrionics overshadowed the rest of the cast.
تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراقآمیز بازیگر زن، باعث شد که سایر بازیگران تحتالشعاع قرار گیرند.
The director asked the actor to tone down his histrionics for a more realistic performance.
کارگردان از بازیگر خواست تا برای یک اجرای واقعیتر، تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراقآمیزش را کاهش دهد.
Her histrionics were so over-the-top that they became comical.
تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراقآمیزش آنقدر زیاد و اغراقآمیز بود که به خندهدار تبدیل شد.
The singer's histrionics added an emotional depth to the song.
تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراقآمیز خواننده، عمق احساسی به آهنگ اضافه کرد.
The teacher's histrionics in the classroom distracted the students from learning.
تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراقآمیز معلم در کلاس درس، باعث حواسپرتی دانشآموزان از یادگیری شد.
His histrionics at the meeting caused unnecessary drama.
تظاهرها و رفتارهای نمایشی اغراقآمیزش در جلسه، باعث ایجاد درام غیرضروری شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید