hitman

[ایالات متحده]/'hitmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قاتل حرفه‌ای
v.

جملات نمونه

The hitman was hired to eliminate the target quietly.

قاتل برای از بین بردن هدف به طور محتاطانه استخدام شد.

The hitman carefully planned his next move.

قاتل با دقت حرکت بعدی خود را برنامه ریزی کرد.

The hitman carried out the assassination with precision.

قاتل با دقت ترور را انجام داد.

The hitman always works alone to avoid being caught.

قاتل همیشه به تنهایی کار می کند تا از دست گرفتن او جلوگیری شود.

The hitman's identity remains a mystery to the authorities.

هویت قاتل برای مقامات هنوز یک راز است.

The hitman's reputation for efficiency is well-known in the criminal underworld.

شهرت قاتل در کار با زیردستان جنایی به خوبی شناخته شده است.

The hitman received payment for completing the contract.

قاتل برای تکمیل قرارداد، دستمزد دریافت کرد.

The hitman is skilled in various forms of combat.

قاتل در انواع مختلف مبارزه مهارت دارد.

The hitman operates in the shadows, unseen by most.

قاتل در سایه فعالیت می کند، از دید بسیاری پنهان است.

The hitman's target was a high-profile politician.

هدف قاتل یک سیاستمدار برجسته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید