hmongs

[ایالات متحده]/hɒŋ/
[بریتانیا]/hʌŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضوی از مردمی که originalmente از چین هستند و اکنون در کشورهای مختلف از جمله لائوس و ویتنام زندگی می‌کنند؛ زبانی که توسط مردم هmong صحبت می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

hmong culture

فرهنگ ه‌مونگ

hmong people

مردم ه‌مونگ

hmong language

زبان ه‌مونگ

hmong heritage

میراث ه‌مونگ

hmong community

جامعه ه‌مونگ

hmong traditions

آد و رسوم ه‌مونگ

hmong art

هنر ه‌مونگ

hmong textiles

منسوجات ه‌مونگ

hmong festivals

جشنواره‌های ه‌مونگ

hmong cuisine

آشپزی ه‌مونگ

جملات نمونه

the hmong community is known for its vibrant culture.

جامعه هmong به خاطر فرهنگ پر جنب و جوشش معروف است.

many hmong people practice traditional farming methods.

بسیاری از مردم هmong روش های کشاورزی سنتی را دنبال می کنند.

the hmong language has several dialects.

زبان هmong دارای چندین گویش است.

hmong textiles are famous for their intricate designs.

منسوجات هmong به خاطر طرح های پیچیده اش مشهور هستند.

hmong festivals often feature colorful dances.

جشنواره های هmong اغلب دارای رقص های رنگارنگ هستند.

many hmong families value education highly.

بسیاری از خانواده های هmong به شدت به آموزش اهمیت می دهند.

the hmong have a rich oral storytelling tradition.

هmong یک سنت غنی داستان سرایی شفاهی دارند.

hmong cuisine includes a variety of unique dishes.

آشپزی هmong شامل انواع غذاهای منحصر به فرد است.

hmong art often reflects their history and beliefs.

هنر هmong اغلب منعکس کننده تاریخ و باورهای آنها است.

the hmong people have a strong sense of community.

مردم هmong حس قوی جامعه دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید