chronic hoarsenesses
خُرده صداهای مزمن
voice hoarsenesses
خُرده صداهای صوتی
temporary hoarsenesses
خُرده صداهای موقتی
severe hoarsenesses
خُرده صداهای شدید
acute hoarsenesses
خُرده صداهای حاد
mild hoarsenesses
خُرده صداهای خفیف
persistent hoarsenesses
خُرده صداهای مداوم
intermittent hoarsenesses
خُرده صداهای متناوب
allergic hoarsenesses
خُرده صداهای آلرژیک
vocal hoarsenesses
خُرده صداهای صوتی
she complained of multiple hoarsenesses after the concert.
او از چندین خشن صدایی پس از کنسرت شکایت کرد.
his hoarsenesses were a sign of vocal strain.
خشن صدایی او نشانه ای از فشار روی صدا بود.
doctors advised her to rest her voice due to frequent hoarsenesses.
به دلیل خشن صدایی های مکرر، پزشکان به او توصیه کردند که صدای خود را استراحت دهد.
he experienced hoarsenesses during allergy season.
او در طول فصل آلرژی دچار خشن صدایی شد.
various hoarsenesses can indicate underlying health issues.
خشن صدایی های مختلف می توانند نشان دهنده مشکلات بهداشتی زمینهای باشند.
she noticed hoarsenesses after speaking for long periods.
او پس از صحبت کردن برای مدت طولانی متوجه خشن صدایی شد.
his hoarsenesses improved with proper hydration.
خشن صدایی او با هیدراتاسیون مناسب بهبود یافت.
hoarsenesses can be caused by various factors, including smoke exposure.
خشن صدایی می تواند ناشی از عوامل مختلف از جمله قرار گرفتن در معرض دود باشد.
she sought treatment for her persistent hoarsenesses.
او برای خشن صدایی مداوم خود درمان جست.
after the cold, he suffered from several hoarsenesses.
پس از سرماخوردگی، او از چندین خشن صدایی رنج برد.
chronic hoarsenesses
خُرده صداهای مزمن
voice hoarsenesses
خُرده صداهای صوتی
temporary hoarsenesses
خُرده صداهای موقتی
severe hoarsenesses
خُرده صداهای شدید
acute hoarsenesses
خُرده صداهای حاد
mild hoarsenesses
خُرده صداهای خفیف
persistent hoarsenesses
خُرده صداهای مداوم
intermittent hoarsenesses
خُرده صداهای متناوب
allergic hoarsenesses
خُرده صداهای آلرژیک
vocal hoarsenesses
خُرده صداهای صوتی
she complained of multiple hoarsenesses after the concert.
او از چندین خشن صدایی پس از کنسرت شکایت کرد.
his hoarsenesses were a sign of vocal strain.
خشن صدایی او نشانه ای از فشار روی صدا بود.
doctors advised her to rest her voice due to frequent hoarsenesses.
به دلیل خشن صدایی های مکرر، پزشکان به او توصیه کردند که صدای خود را استراحت دهد.
he experienced hoarsenesses during allergy season.
او در طول فصل آلرژی دچار خشن صدایی شد.
various hoarsenesses can indicate underlying health issues.
خشن صدایی های مختلف می توانند نشان دهنده مشکلات بهداشتی زمینهای باشند.
she noticed hoarsenesses after speaking for long periods.
او پس از صحبت کردن برای مدت طولانی متوجه خشن صدایی شد.
his hoarsenesses improved with proper hydration.
خشن صدایی او با هیدراتاسیون مناسب بهبود یافت.
hoarsenesses can be caused by various factors, including smoke exposure.
خشن صدایی می تواند ناشی از عوامل مختلف از جمله قرار گرفتن در معرض دود باشد.
she sought treatment for her persistent hoarsenesses.
او برای خشن صدایی مداوم خود درمان جست.
after the cold, he suffered from several hoarsenesses.
پس از سرماخوردگی، او از چندین خشن صدایی رنج برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید