hobbies

[ایالات متحده]/[hɒbiz]/
[بریتانیا]/[ˈhɑːbiz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تفریح یا فعالیت جانبی که برای لذت انجام می‌شود؛ سرگرمی یا تفریح منظم یک شخص؛ فعالیتی که برای لذت انجام می‌شود وقتی که مشغول کار نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

my hobbies

علایق من

shared hobbies

علایق مشترک

new hobbies

علایق جدید

hobbies now

علایق فعلی

pursuing hobbies

دنبال کردن علایق

hobbies list

لیست علایق

exploring hobbies

کاوش در علایق

hobbies include

علایق شامل

past hobbies

علایق گذشته

unique hobbies

علایق منحصر به فرد

جملات نمونه

she has many hobbies, including painting and hiking.

او سرگرمی‌های زیادی دارد، از جمله نقاشی و پیاده‌روی.

my hobbies keep me relaxed and entertained after work.

سرگرمی‌های من باعث می‌شوند بعد از کار آرام و سرگرم‌ شده بمانم.

he's passionate about his hobbies, especially photography.

او نسبت به سرگرمی‌هایش، به خصوص عکاسی، اشتیاق دارد.

we share a common hobby: collecting vintage stamps.

ما یک سرگرمی مشترک داریم: جمع‌آوری تمبرهای قدیمی.

exploring new hobbies can broaden your horizons.

کاوش در سرگرمی‌های جدید می‌تواند افق دید شما را گسترش دهد.

gardening is one of my favorite hobbies in the spring.

باغبانی یکی از سرگرمی‌های مورد علاقه من در بهار است.

joining a club is a great way to pursue your hobbies.

پیوستن به یک باشگاه راهی عالی برای دنبال کردن سرگرمی‌های شماست.

i'm looking for new hobbies to try this year.

من به دنبال سرگرمی‌های جدیدی هستم که امسال امتحان کنم.

what are some popular hobbies for teenagers?

برخی از سرگرمی‌های محبوب برای نوجوانان چیست؟

my hobbies provide a creative outlet for me.

سرگرمی‌های من یک خروجی خلاقانه برای من فراهم می‌کنند.

she's always talking about her hobbies and interests.

او همیشه در مورد سرگرمی‌ها و علایق خود صحبت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید