my hobbies
علایق من
shared hobbies
علایق مشترک
new hobbies
علایق جدید
hobbies now
علایق فعلی
pursuing hobbies
دنبال کردن علایق
hobbies list
لیست علایق
exploring hobbies
کاوش در علایق
hobbies include
علایق شامل
past hobbies
علایق گذشته
unique hobbies
علایق منحصر به فرد
she has many hobbies, including painting and hiking.
او سرگرمیهای زیادی دارد، از جمله نقاشی و پیادهروی.
my hobbies keep me relaxed and entertained after work.
سرگرمیهای من باعث میشوند بعد از کار آرام و سرگرم شده بمانم.
he's passionate about his hobbies, especially photography.
او نسبت به سرگرمیهایش، به خصوص عکاسی، اشتیاق دارد.
we share a common hobby: collecting vintage stamps.
ما یک سرگرمی مشترک داریم: جمعآوری تمبرهای قدیمی.
exploring new hobbies can broaden your horizons.
کاوش در سرگرمیهای جدید میتواند افق دید شما را گسترش دهد.
gardening is one of my favorite hobbies in the spring.
باغبانی یکی از سرگرمیهای مورد علاقه من در بهار است.
joining a club is a great way to pursue your hobbies.
پیوستن به یک باشگاه راهی عالی برای دنبال کردن سرگرمیهای شماست.
i'm looking for new hobbies to try this year.
من به دنبال سرگرمیهای جدیدی هستم که امسال امتحان کنم.
what are some popular hobbies for teenagers?
برخی از سرگرمیهای محبوب برای نوجوانان چیست؟
my hobbies provide a creative outlet for me.
سرگرمیهای من یک خروجی خلاقانه برای من فراهم میکنند.
she's always talking about her hobbies and interests.
او همیشه در مورد سرگرمیها و علایق خود صحبت میکند.
my hobbies
علایق من
shared hobbies
علایق مشترک
new hobbies
علایق جدید
hobbies now
علایق فعلی
pursuing hobbies
دنبال کردن علایق
hobbies list
لیست علایق
exploring hobbies
کاوش در علایق
hobbies include
علایق شامل
past hobbies
علایق گذشته
unique hobbies
علایق منحصر به فرد
she has many hobbies, including painting and hiking.
او سرگرمیهای زیادی دارد، از جمله نقاشی و پیادهروی.
my hobbies keep me relaxed and entertained after work.
سرگرمیهای من باعث میشوند بعد از کار آرام و سرگرم شده بمانم.
he's passionate about his hobbies, especially photography.
او نسبت به سرگرمیهایش، به خصوص عکاسی، اشتیاق دارد.
we share a common hobby: collecting vintage stamps.
ما یک سرگرمی مشترک داریم: جمعآوری تمبرهای قدیمی.
exploring new hobbies can broaden your horizons.
کاوش در سرگرمیهای جدید میتواند افق دید شما را گسترش دهد.
gardening is one of my favorite hobbies in the spring.
باغبانی یکی از سرگرمیهای مورد علاقه من در بهار است.
joining a club is a great way to pursue your hobbies.
پیوستن به یک باشگاه راهی عالی برای دنبال کردن سرگرمیهای شماست.
i'm looking for new hobbies to try this year.
من به دنبال سرگرمیهای جدیدی هستم که امسال امتحان کنم.
what are some popular hobbies for teenagers?
برخی از سرگرمیهای محبوب برای نوجوانان چیست؟
my hobbies provide a creative outlet for me.
سرگرمیهای من یک خروجی خلاقانه برای من فراهم میکنند.
she's always talking about her hobbies and interests.
او همیشه در مورد سرگرمیها و علایق خود صحبت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید