hobgoblins

[ایالات متحده]/'hɒbgɒblɪn/
[بریتانیا]/ˈhɑbˌɡɑblɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الف یا گوبلین شیطنت‌آمیز در افسانه‌ها؛ موجود ترسناک.

جملات نمونه

A foolish consistency is the hobgoblin of little minds.

یک یکنواختی احمقانه، شیطان ذهن‌های کوچک است.

The old house was said to be haunted by a mischievous hobgoblin.

گفته می‌شد که خانه قدیمی توسط یک هوب‌گابلین شیطنت‌آمیز تسخیر شده است.

The children were scared of the hobgoblin stories told around the campfire.

کودکان از داستان‌های هوب‌گابلین که دور آتش صحبت می‌شد می‌ترسیدند.

The hobgoblin cackled with glee as it played tricks on unsuspecting travelers.

هوب‌گابلین با خوشحالی قهقهه می‌کرد در حالی که برای مسافران غافلگیر نقشه‌ای می‌ریخت.

Legend has it that a hobgoblin guards the hidden treasure deep in the forest.

افسانه‌ها می‌گویند که یک هوب‌گابلین از گنج پنهان در اعماق جنگل محافظت می‌کند.

The hobgoblin's mischievous grin gave away its intentions to cause trouble.

لبخند شیطنت‌آمیز هوب‌گابلین قصدش را برای ایجاد دردسر نشان می‌داد.

The villagers left offerings to appease the hobgoblin and prevent any mischief.

روستاییان برای خشنود کردن هوب‌گابلین و جلوگیری از هرگونه شیطنت، پیشکش گذاشتند.

The hobgoblin's antics kept the townspeople on their toes, never knowing what to expect next.

رفتارهای هوب‌گابلین مردم شهر را در حالت آماده‌باش نگه می‌داشت، هرگز نمی‌دانستند که بعد چه انتظاری دارند.

Some believe that a hobgoblin is responsible for lost items around the house.

برخی معتقدند که یک هوب‌گابلین مسئول گم شدن وسایل در اطراف خانه است.

The hobgoblin's presence was felt in the eerie silence of the abandoned castle.

حضور هوب‌گابلین در سکوت وهم‌آلود قلعه متروکه احساس می‌شد.

Despite his small stature, the hobgoblin was known for causing big trouble wherever he went.

با وجود جثه کوچک، هوب‌گابلین به خاطر ایجاد دردسر بزرگ در هر جایی که می‌رفت مشهور بود.

نمونه‌های واقعی

In Scottish, bu-kow was a word for hobgoblins or any particularly terrifying creature.

در اسکاتلندی، بو-کاو کلمه‌ای برای جن‌های خبیث یا هر موجود ترسناکی بود.

منبع: One Hundred Thousand Whys

But the hobgoblin saw through the pretended person.

اما جن خبیث از این شخصِ نمایشی عبور کرد.

منبع: Pan Pan

'What will you give me, ' said the hobgoblin, 'to do it for you'?

'من به شما چه خواهم داد،' گفت جن خبیث، 'تا آن را به جای شما انجام دهم؟'

منبع: Grimm's Fairy Tales (Volume 1)

When she hung over the foot of their bed and outlined the work she expected them to do when they recovered, they looked at her as if she were a hobgoblin.

وقتی بالای پای تختخواب آنها آویزان شد و کارهایی را که انتظار داشتند انجام دهند، زمانی که بهبودی حاصل کردند، آنها به او نگاه کردند انگار که او یک جن خبیث بود.

منبع: Gone with the Wind

At last some of the men determined to find out what this strange light was-whether it was a hobgoblin dancing in the air, or something dropped from the sky.

در نهایت، برخی از مردان تصمیم گرفتند دریابند این نور عجیب چیست - آیا این یک جن خبیث است که در هوا می‌رقصد یا چیزی که از آسمان سقوط کرده است.

منبع: American Original Language Arts Third Volume

This conversation they are apt to run into with the same temper that boys discover in delighting to hear terrible stories of spirits and hobgoblins, which they greedily listen to, and dare not go to bed for fear.

این مکالمه که آنها به راحتی با همان حال و هوایی که پسران از شنیدن داستان‌های ترسناک ارواح و جن‌های خبیث لذت می‌برند، وارد آن می‌شوند، آنها با حرص به آن گوش می‌دهند و از ترس جرات نمی‌کنند به رختخواب بروند.

منبع: Gulliver's Travels (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید