hobs

[ایالات متحده]/hɒbz/
[بریتانیا]/hɑbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطح صاف در بالای اجاق برای قرار دادن قابلمه‌ها و تابه‌ها برای گرما; قاب فلزی در کنار شومینه برای گرم کردن قابلمه‌ها و تابه‌ها
v. سوم شخص مفرد از hob

عبارات و ترکیب‌ها

kitchen hobs

ولرمپز

gas hobs

ولرمپز گازی

electric hobs

ولرمپز برقی

induction hobs

ولرمپز القایی

ceramic hobs

ولرمپز سرامیکی

hobs installation

نصب ولرمپز

hobs cleaning

تمیز کردن ولرمپز

hobs maintenance

نگهداری ولرمپز

hobs safety

ایمنی ولرمپز

hobs design

طراحی ولرمپز

جملات نمونه

the kitchen hobs are easy to clean.

شعله گازهای آشپزخانه به راحتی تمیز می شوند.

she prefers gas hobs for cooking.

او ترجیح می دهد از شعله گاز برای آشپزی استفاده کند.

make sure the hobs are turned off after use.

مطمئن شوید که پس از استفاده شعله گاز خاموش است.

he installed new hobs in the kitchen.

او شعله گاز جدیدی در آشپزخانه نصب کرد.

the hobs heat up quickly.

شعله گاز به سرعت گرم می شود.

she loves to experiment with different hobs.

او عاشق آزمایش با شعله گازهای مختلف است.

they decided to replace the old hobs.

آنها تصمیم گرفتند شعله گاز قدیمی را جایگزین کنند.

always check the hobs for any damage.

همیشه شعله گاز را از نظر هرگونه آسیب بررسی کنید.

these hobs are perfect for a small kitchen.

این شعله گاز برای آشپزخانه کوچک عالی است.

her favorite dish is made using the hobs.

غذا مورد علاقه او با استفاده از شعله گاز تهیه می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید