hodmen

[ایالات متحده]/ˈhɒdmən/
[بریتانیا]/ˈhɑːdmən/

ترجمه

n. کارگر استخدام شده؛ کمک کننده یا کارگر

عبارات و ترکیب‌ها

hodman duties

وظایف هودمن

hodman role

نقش هودمن

hodman tasks

وظایف هودمن

hodman responsibilities

مسئولیت‌های هودمن

hodman training

آموزش هودمن

hodman position

موقعیت هودمن

hodman skills

مهارت‌های هودمن

hodman experience

تجربه هودمن

hodman supervision

نظارت هودمن

hodman leadership

رهبری هودمن

جملات نمونه

the hodman guided the workers on the construction site.

لودمان کارگران را در محل ساخت و ساز هدایت می‌کرد.

as a hodman, he was responsible for managing the materials.

به عنوان یک لودمان، او مسئولیت مدیریت مصالح را بر عهده داشت.

the hodman called for more bricks to be delivered.

لودمان خواستار تحویل بیشتر آجر شد.

every hodman needs good communication skills.

هر لودمان به مهارت‌های ارتباطی خوب نیاز دارد.

the hodman ensured safety protocols were followed.

لودمان اطمینان حاصل کرد که پروتکل‌های ایمنی رعایت می‌شوند.

he worked as a hodman for several years before becoming a foreman.

او قبل از اینکه به عنوان سرپرست کار تبدیل شود، چندین سال به عنوان لودمان کار کرد.

the hodman organized the workflow efficiently.

لودمان جریان کار را به طور موثر سازماندهی کرد.

she learned the trade by working as a hodman.

او با کار به عنوان لودمان این حرفه را یاد گرفت.

the hodman's experience was invaluable to the team.

تجربه لودمان برای تیم بسیار ارزشمند بود.

during the project, the hodman faced many challenges.

در طول پروژه، لودمان با چالش‌های زیادی روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید