hods

[ایالات متحده]/hɒdz/
[بریتانیا]/hɑdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع hod، یک ظرف برای نگهداری ملات؛ جمع hod، یک ظرف چوبی

عبارات و ترکیب‌ها

fire hods

ظروف آتش‌نشانی

water hods

ظروف آب

metal hods

ظروف فلزی

hods available

ظروف موجود

hods for sale

ظروف برای فروش

hods on site

ظروف در محل

hods collection

کلکسیون ظروف

hods storage

ذخیره سازی ظروف

hods management

مدیریت ظروف

hods inventory

موجودی ظروف

جملات نمونه

he hods the record for the fastest time.

او رکورد سریع‌ترین زمان را در اختیار دارد.

she hods a special place in my heart.

او جایگاه ویژه‌ای در قلب من دارد.

they hods a meeting every monday.

آنها هر دوشنبه جلسه برگزار می‌کنند.

he hods the key to the solution.

او کلید حل مسئله را دارد.

she hods a degree in engineering.

او مدرکی در مهندسی دارد.

he hods a significant amount of experience.

او مقدار قابل توجهی از تجربه دارد.

they hods the responsibility for the project.

آنها مسئولیت پروژه را در اختیار دارند.

she hods the title of manager.

او عنوان مدیر را دارد.

he hods the attention of the audience.

او توجه مخاطبان را به خود جلب می‌کند.

they hods a celebration for the anniversary.

آنها جشنی برای سالگرد برگزار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید