hofman

[ایالات متحده]/ˈhɒfmən/
[بریتانیا]/ˈhɑːfmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام شخصی
شکل‌های واژه
جمعhofmans

جملات نمونه

hofman proposed a new theory about quantum mechanics.

هوفمن یک نظریه جدید درباره مکانیک کوانتومی ارائه داد.

professor hofman published his groundbreaking research last year.

دکتر هوفمن سال گذشته تحقیقات مبتکر خود را منتشر کرد.

the hofman brothers started a successful tech company.

برادران هوفمن یک شرکت فناوری موفق را آغاز کردند.

dr. hofman won the prestigious award for her contributions.

دکتر هوفمن به دلیل کارهایش جایزه پرافتخاری را به دست آورد.

hofman's latest book became an instant bestseller.

جدیدترین کتاب هوفمن به محض انتشار بهترین فروش رفت.

the hofman family has lived in this town for generations.

خانواده هوفمن در این شهر به مدت چند نسل زندگی می کنند.

we consulted with hofman, the renowned expert.

ما با هوفمن، متخصص معروف مشورت کردیم.

hofman's presentation impressed everyone at the conference.

ارائه هوفمن همه حاضر در کنفرانس را در جذب کرد.

many students admire professor hofman's teaching style.

بسیاری از دانشجویان سبک تدریس دکتر هوفمن را تحسین می کنند.

the hofman algorithm revolutionized the field.

الگوریتم هوفمن به زمینه ای که در آن کار می کرد نوظهور کرد.

hofman collaborated with international researchers on the project.

هوفمن در این پروژه با محققان بین المللی همکاری کرد.

several critics praised hofman's innovative approach.

چند نقدگر رویکرد نوآور هوفمن را ستایش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید