hogwashes aside
کنار گذاشتن حاشیه ها
pure hogwashes
حاشیه های محض
hogwashes everywhere
حاشیه ها همه جا
stop hogwashes
متوقف کردن حاشیه ها
hogwashes and lies
حاشیه ها و دروغ ها
call it hogwashes
آن را حاشیه ها بنامید
hogwashes are rampant
حاشیه ها گسترده است
hogwashes must stop
باید حاشیه ها متوقف شود
ignore the hogwashes
حاشیه ها را نادیده بگیرید
hogwashes in media
حاشیه ها در رسانه ها
his excuses were nothing but hogwashes.
دلایل او چیزی جز حقهبازی نبود.
don't believe the hogwashes he tells you.
آن حقه بازیهایی که به شما میگوید را باور نکنید.
she dismissed his claims as hogwashes.
او ادعاهای او را به عنوان حقه بازی رد کرد.
the article was filled with hogwashes.
مقاله پر از حقه بازی بود.
we should not waste time on such hogwashes.
نباید وقت خود را صرف چنین حقه بازیهایی کنیم.
his theories are often dismissed as hogwashes.
نظریات او اغلب به عنوان حقه بازی رد میشوند.
she called his explanation a bunch of hogwashes.
او توضیح او را مجموعهای از حقه بازیها نامید.
they laughed at the hogwashes he was spouting.
آنها به حقه بازیهایی که او مطرح میکرد خندیدند.
his hogwashes have no basis in reality.
حقه بازیهای او هیچ مبنایی در واقعیت ندارد.
stop spreading those hogwashes around!
تکثیر آن حقه بازیها را متوقف کنید!
hogwashes aside
کنار گذاشتن حاشیه ها
pure hogwashes
حاشیه های محض
hogwashes everywhere
حاشیه ها همه جا
stop hogwashes
متوقف کردن حاشیه ها
hogwashes and lies
حاشیه ها و دروغ ها
call it hogwashes
آن را حاشیه ها بنامید
hogwashes are rampant
حاشیه ها گسترده است
hogwashes must stop
باید حاشیه ها متوقف شود
ignore the hogwashes
حاشیه ها را نادیده بگیرید
hogwashes in media
حاشیه ها در رسانه ها
his excuses were nothing but hogwashes.
دلایل او چیزی جز حقهبازی نبود.
don't believe the hogwashes he tells you.
آن حقه بازیهایی که به شما میگوید را باور نکنید.
she dismissed his claims as hogwashes.
او ادعاهای او را به عنوان حقه بازی رد کرد.
the article was filled with hogwashes.
مقاله پر از حقه بازی بود.
we should not waste time on such hogwashes.
نباید وقت خود را صرف چنین حقه بازیهایی کنیم.
his theories are often dismissed as hogwashes.
نظریات او اغلب به عنوان حقه بازی رد میشوند.
she called his explanation a bunch of hogwashes.
او توضیح او را مجموعهای از حقه بازیها نامید.
they laughed at the hogwashes he was spouting.
آنها به حقه بازیهایی که او مطرح میکرد خندیدند.
his hogwashes have no basis in reality.
حقه بازیهای او هیچ مبنایی در واقعیت ندارد.
stop spreading those hogwashes around!
تکثیر آن حقه بازیها را متوقف کنید!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید