holibuts

[ایالات متحده]/ˈhɒlɪbʌts/
[بریتانیا]/ˈhɑːlɪbʌts/

ترجمه

n. ماهی تخت بزرگ، معمولاً در اقیانوس اطلس شمالی یافت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

holibuts fishing

ماهیتراشی هالیبوت

holibuts season

فصل هالیبوت

holibuts catch

گرفتن هالیبوت

holibuts recipe

دستور العمل هالیبوت

holibuts market

بازار هالیبوت

holibuts dish

غذا با هالیبوت

holibuts fishing gear

تجهیزات ماهیگیری هالیبوت

holibuts habitat

زیستگاه هالیبوت

holibuts size

اندازه هالیبوت

holibuts population

جمعیت هالیبوت

جملات نمونه

we caught several holibuts during our fishing trip.

ما چندین هالیبوت در طول سفر ماهیگیری خود به دست آوردیم.

holibuts are known for their delicious taste.

هالیبوت به دلیل طعم خوشمزه آن شناخته شده است.

many chefs recommend cooking holibuts with lemon and herbs.

بسیاری از سرآشپزها توصیه می کنند هالیبوت را با لیمو و گیاهان بپزید.

we decided to grill the holibuts for dinner.

ما تصمیم گرفتیم هالیبوت ها را برای شام کباب کنیم.

holibuts can be found in deep ocean waters.

هالیبوت ها را می توان در آب های عمیق اقیانوس یافت.

fishing for holibuts requires special techniques.

ماهیگیری برای هالیبوت به تکنیک های خاصی نیاز دارد.

holibuts have a flat body and are usually brown or green.

هالیبوت ها بدنی صاف دارند و معمولاً قهوه ای یا سبز هستند.

we learned how to fillet holibuts during the cooking class.

ما یاد گرفتیم که چگونه در طول کلاس آشپزی هالیبوت ها را تکه تکه کنیم.

eating holibuts is a healthy choice due to their low fat content.

خوردن هالیبوت به دلیل محتوای کم چربی آن یک انتخاب سالم است.

holibuts are a popular catch among sport fishermen.

هالیبوت ها در بین ماهیگیران ورزشی یک صید محبوب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید