hollandaises

[ایالات متحده]/ˈhɒləndeɪz/
[بریتانیا]/ˈhɑːləndeɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سس تهیه شده از زرده تخم‌مرغ و کره، که اغلب در آشپزی فرانسوی استفاده می‌شود
adj. مربوط به هلند

عبارات و ترکیب‌ها

hollandaise sauce

سس هلندیز

hollandaise eggs

تخم مرغ هولندیز

hollandaise recipe

دستور تهیه هولندیز

hollandaise dip

دیپ هولندیز

hollandaise flavor

طعم هولندیز

hollandaise pasta

پاستا هولندیز

hollandaise dressing

سس هولندیز

hollandaise mix

مخلوط هولندیز

hollandaise brunch

صبحانه هولندیز

hollandaise dish

غذا با هولندیز

جملات نمونه

hollandaise sauce is perfect for eggs benedict.

سس هلندیز برای تخم مرغ بندیکت عالی است.

she added hollandaise to her asparagus dish.

او سس هلندیز را به غذای مارچبای خود اضافه کرد.

we learned how to make hollandaise in cooking class.

ما یاد گرفتیم چگونه سس هلندیز را در کلاس آشپزی درست کنیم.

hollandaise can be tricky to prepare.

تهیه سس هلندیز می‌تواند دشوار باشد.

he prefers hollandaise over other sauces.

او ترجیح می‌دهد سس هلندیز را به جای سایر سس‌ها استفاده کند.

pairing hollandaise with seafood is a great idea.

ترکیب سس هلندیز با غذاهای دریایی ایده خوبی است.

she drizzled hollandaise on her poached eggs.

او سس هلندیز را روی تخم مرغ‌های آب پز خود ریخت.

hollandaise is made with egg yolks and butter.

سس هلندیز با زرده تخم مرغ و کره درست می‌شود.

many restaurants serve hollandaise with their brunch menu.

بسیاری از رستوران‌ها سس هلندیز را در منوی صبحانه خود سرو می‌کنند.

he mastered the technique of making hollandaise.

او تکنیک تهیه سس هلندیز را به خوبی یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید