honeycombs

[ایالات متحده]/ˈhʌnɪkəʊmz/
[بریتانیا]/ˈhʌniˌkoʊmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کندو عسل؛ ساختاری که توسط زنبورها برای ذخیره عسل ساخته می‌شود؛ دستگاه یا ساختار کندوی عسل

عبارات و ترکیب‌ها

honeycombs design

طراحی لانه زنبور عسل

honeycombs pattern

الگوی لانه زنبور عسل

honeycombs structure

ساختار لانه زنبور عسل

honeycombs shape

شکل لانه زنبور عسل

honeycombs texture

بافت لانه زنبور عسل

honeycombs cells

سلول‌های لانه زنبور عسل

honeycombs wall

دیوار لانه زنبور عسل

honeycombs material

مواد لانه زنبور عسل

honeycombs effect

اثر لانه زنبور عسل

honeycombs model

مدل لانه زنبور عسل

جملات نمونه

the bees build honeycombs to store honey.

زنبورها برای ذخیره عسل، شان‌های عسل می‌سازند.

honeycombs are a natural source of sweetness.

شان‌های عسل منبع طبیعی شیرینی هستند.

we found honeycombs in the old tree.

ما شان‌های عسل را در درخت قدیمی پیدا کردیم.

honeycombs are often used in desserts.

شان‌های عسل اغلب در دسرها استفاده می‌شوند.

children love to eat honeycombs straight from the jar.

بچه‌ها دوست دارند شان‌های عسل را مستقیماً از شیشه بخورند.

honeycombs have a unique hexagonal structure.

شان‌های عسل دارای ساختار شش ضلعی منحصر به فردی هستند.

she decorated the cake with honeycombs and berries.

او کیک را با شان‌های عسل و توت‌های ریز تزئین کرد.

honeycombs can be found in many natural habitats.

می‌توان شان‌های عسل را در بسیاری از زیستگاه‌های طبیعی یافت.

some people are allergic to honeycombs.

برخی از افراد به شان‌های عسل حساسیت دارند.

harvesting honeycombs requires special tools.

برداشت شان‌های عسل نیاز به ابزارهای خاصی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید