hooligans

[ایالات متحده]/ˈhuːlɪɡənz/
[بریتانیا]/ˈhuːlɪɡənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجرمان کوچک یا اوباش خیابانی

عبارات و ترکیب‌ها

football hooligans

هواداران متعصب فوتبال

hooligans behavior

رفتار وحشیانه

hooligans fight

درگیری هوادارن

hooligans group

گروه هوادارن

hooligans culture

فرهنگ وهوی تندروها

hooligans violence

خشونت هواداران

hooligans incident

واقعه هواداری

hooligans activity

فعالیت هواداران

hooligans attack

حمله هواداران

hooligans image

تصویر هواداران

جملات نمونه

the hooligans caused chaos in the city center.

اوباش باعث هرج و مرج در مرکز شهر شدند.

police arrested several hooligans after the match.

پلیس چندین نفر از اوباش را پس از مسابقه دستگیر کرد.

hooligans often target rival fans.

اوباش اغلب طرفداران رقیب را هدف قرار می دهند.

the group of hooligans vandalized public property.

گروهی از اوباش به اموال عمومی آسیب رساندند.

many hooligans are banned from attending games.

بسیاری از اوباش از تماشای مسابقات محروم هستند.

hooligans are known for their violent behavior.

اوباش به دلیل رفتار خشونت آمیز خود مشهور هستند.

the club is working to reduce hooliganism.

باشگاه برای کاهش اوباشگری تلاش می کند.

hooligans often clash with the police during events.

اوباش اغلب در طول رویدادها با پلیس درگیر می شوند.

the government is taking measures against hooligans.

دولت اقداماتی را علیه اوباش انجام می دهد.

hooligans can ruin the experience for true fans.

اوباش می توانند تجربه طرفداران واقعی را خراب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید