hoosgows are fun
سرگرم بودن با زندانها لذتبخش است
visit the hoosgows
بازدید از زندانها
hoosgows in town
زندانها در شهر
escape from hoosgows
فرار از زندانها
hoosgows are scary
زندانها ترسناک هستند
hoosgows and prisons
زندانها و زندانها
stories of hoosgows
داستانهای مربوط به زندانها
hoosgows have rules
زندانها قوانین دارند
hoosgows are dangerous
زندانها خطرناک هستند
live near hoosgows
در نزدیکی زندانها زندگی کنید
he was sent to the hoosgows for his crimes.
او به دلیل جنایاتش به زندان هووسگوها فرستاده شد.
the old hoosgows in town have a lot of history.
زندانهای قدیمی هووسگو در شهر تاریخ زیادی دارند.
she joked that her brother would end up in the hoosgows.
او شوخی کرد که برادرش سرانجام به زندان هووسگوها فرستاده خواهد شد.
after the trial, he was taken straight to the hoosgows.
پس از محاکمه، او بلافاصله به زندان هووسگوها برده شد.
the hoosgows are overcrowded with inmates.
زندان هووسگوها مملو از زندانیان است.
many people fear ending up in the hoosgows.
بسیاری از مردم از قرار گرفتن در زندان هووسگوها میترسند.
the hoosgows have strict rules for visitors.
زندان هووسگوها قوانین سختگیرانهای برای بازدیدکنندگان دارد.
he learned the hard way that crime leads to the hoosgows.
او به سختی فهمید که جرم و جنایت منجر به زندان هووسگوها میشود.
she wrote a book about life in the hoosgows.
او کتابی در مورد زندگی در زندان هووسگوها نوشت.
they discussed prison reform to improve conditions in the hoosgows.
آنها در مورد اصلاحات زندان برای بهبود شرایط در زندان هووسگوها بحث کردند.
hoosgows are fun
سرگرم بودن با زندانها لذتبخش است
visit the hoosgows
بازدید از زندانها
hoosgows in town
زندانها در شهر
escape from hoosgows
فرار از زندانها
hoosgows are scary
زندانها ترسناک هستند
hoosgows and prisons
زندانها و زندانها
stories of hoosgows
داستانهای مربوط به زندانها
hoosgows have rules
زندانها قوانین دارند
hoosgows are dangerous
زندانها خطرناک هستند
live near hoosgows
در نزدیکی زندانها زندگی کنید
he was sent to the hoosgows for his crimes.
او به دلیل جنایاتش به زندان هووسگوها فرستاده شد.
the old hoosgows in town have a lot of history.
زندانهای قدیمی هووسگو در شهر تاریخ زیادی دارند.
she joked that her brother would end up in the hoosgows.
او شوخی کرد که برادرش سرانجام به زندان هووسگوها فرستاده خواهد شد.
after the trial, he was taken straight to the hoosgows.
پس از محاکمه، او بلافاصله به زندان هووسگوها برده شد.
the hoosgows are overcrowded with inmates.
زندان هووسگوها مملو از زندانیان است.
many people fear ending up in the hoosgows.
بسیاری از مردم از قرار گرفتن در زندان هووسگوها میترسند.
the hoosgows have strict rules for visitors.
زندان هووسگوها قوانین سختگیرانهای برای بازدیدکنندگان دارد.
he learned the hard way that crime leads to the hoosgows.
او به سختی فهمید که جرم و جنایت منجر به زندان هووسگوها میشود.
she wrote a book about life in the hoosgows.
او کتابی در مورد زندگی در زندان هووسگوها نوشت.
they discussed prison reform to improve conditions in the hoosgows.
آنها در مورد اصلاحات زندان برای بهبود شرایط در زندان هووسگوها بحث کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید