hoosgows

[ایالات متحده]/ˈhuːsɡoʊz/
[بریتانیا]/ˈhuːsɡoʊz/

ترجمه

n. زندان یا مرکز بازداشت

عبارات و ترکیب‌ها

hoosgows are fun

سرگرم بودن با زندان‌ها لذت‌بخش است

visit the hoosgows

بازدید از زندان‌ها

hoosgows in town

زندان‌ها در شهر

escape from hoosgows

فرار از زندان‌ها

hoosgows are scary

زندان‌ها ترسناک هستند

hoosgows and prisons

زندان‌ها و زندان‌ها

stories of hoosgows

داستان‌های مربوط به زندان‌ها

hoosgows have rules

زندان‌ها قوانین دارند

hoosgows are dangerous

زندان‌ها خطرناک هستند

live near hoosgows

در نزدیکی زندان‌ها زندگی کنید

جملات نمونه

he was sent to the hoosgows for his crimes.

او به دلیل جنایاتش به زندان هووسگوها فرستاده شد.

the old hoosgows in town have a lot of history.

زندان‌های قدیمی هووسگو در شهر تاریخ زیادی دارند.

she joked that her brother would end up in the hoosgows.

او شوخی کرد که برادرش سرانجام به زندان هووسگوها فرستاده خواهد شد.

after the trial, he was taken straight to the hoosgows.

پس از محاکمه، او بلافاصله به زندان هووسگوها برده شد.

the hoosgows are overcrowded with inmates.

زندان هووسگوها مملو از زندانیان است.

many people fear ending up in the hoosgows.

بسیاری از مردم از قرار گرفتن در زندان هووسگوها می‌ترسند.

the hoosgows have strict rules for visitors.

زندان هووسگوها قوانین سختگیرانه‌ای برای بازدیدکنندگان دارد.

he learned the hard way that crime leads to the hoosgows.

او به سختی فهمید که جرم و جنایت منجر به زندان هووسگوها می‌شود.

she wrote a book about life in the hoosgows.

او کتابی در مورد زندگی در زندان هووسگوها نوشت.

they discussed prison reform to improve conditions in the hoosgows.

آنها در مورد اصلاحات زندان برای بهبود شرایط در زندان هووسگوها بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید