hopper

[ایالات متحده]/'hɒpə/
[بریتانیا]/'hɑpɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی برای نگهداری ماده

عبارات و ترکیب‌ها

grasshopper

شپش پشتی

hopper car

واگن خریدار

beer hopper

سینی مکنده آبجو

hopper bottom

ته سینی

hopper dryer

خشک‌کن هاپر

feed hopper

سینی تغذیه

lock hopper

سینی قفل

plant hopper

هاپر گیاهی

جملات نمونه

Hopper topped a great night of boxing.

هاپر در پایان یک شب عالی بوکس ظاهر شد.

Can be used in cran-scale,hopper scale,electro-mechanic scale and so on.

می‌توان از آن در مقیاس‌های کران، هاپر، الکترومکانیکی و غیره استفاده کرد.

The tubes are dumped in bulk into the hopper of a bottle unscrambler, which feeds them into an enclosed rotary volumetric filler.

لوله ها به صورت فله در قیف دستگاه جدا کننده بطری ها تخلیه می شوند که آنها را به دستگاه پرکننده حجمی چرخشی محصور می رساند.

The unit is used to realize the airflow conveying of granulated resin by means of the technology of low vacuum,It can be used with a hopper dryer to automatize dry material-supplying.

این واحد برای تحقق بخشیدن به انتقال جریان هوا از رزین دانه ای با استفاده از فناوری خلاء کم استفاده می شود. می توان از آن با یک خشک کن قیفی برای خودکار کردن تامین مواد خشک استفاده کرد.

The unit is used to realized the airflow conveying of granulated resign ny mens of the technology of low vacuum.It can be used with a hopper dryer to automatize dry material-supplying.

این واحد برای تحقق بخشیدن به انتقال جریان هوا از رزین دانه ای با استفاده از فناوری خلاء کم استفاده می شود. می توان از آن با یک خشک کن قیفی برای خودکار کردن تامین مواد خشک استفاده کرد.

The grasshopper leaped from hopper to hopper in the garden.

شپشکی از هاپر به هاپر در باغ پرید.

The farmer used a grain hopper to load the seeds into the planter.

کشاورز از یک هاپر غلات برای بارگیری بذرها در دستگاه کاشت استفاده کرد.

The hopper on the coffee machine needs to be refilled.

هاپر دستگاه قهوه ساز نیاز به پر کردن مجدد دارد.

The hopper on the conveyor belt was overflowing with gravel.

هاپر روی نوار نقاله با شن و ماسه سرریز شده بود.

The hopper car was filled with coal for transportation.

واگن هاپر با زغال برای حمل و نقل پر شده بود.

The hopper door was stuck, preventing the grains from flowing out.

در هاپر گیر کرده بود و از خروج دانه‌ها جلوگیری می‌کرد.

The hopper feeder dispensed the birdseed into the tray.

دستگاه تغذیه هاپر دانه‌های پرندگان را در سینی ریخت.

The hopper truck delivered a load of sand to the construction site.

کامیون هاپر محموله‌ای از شن و ماسه را در محل ساخت و ساز تحویل داد.

The hopper bin was used to store the harvested wheat.

سطل هاپر برای ذخیره گندم برداشت شده استفاده شد.

The hopper in the factory was used to mix different ingredients for production.

هاپر در کارخانه برای مخلوط کردن مواد مختلف برای تولید استفاده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید