hornless

[ایالات متحده]/ˈhɔːn.ləs/
[بریتانیا]/ˈhɔrn.ləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (از حیوانات) بدون شاخ یا شاخک

عبارات و ترکیب‌ها

hornless goat

قاطر بدون شاخ

hornless species

گونه بدون شاخ

hornless cattle

گاو بدون شاخ

hornless animal

حیوان بدون شاخ

hornless variant

نسخه بدون شاخ

hornless breed

نژاد بدون شاخ

hornless type

نوع بدون شاخ

hornless phenotype

ظاهری بدون شاخ

hornless form

فرم بدون شاخ

hornless variety

نوع بدون شاخ

جملات نمونه

the hornless goat is a rare breed.

بز غیر شاخص یک نژاد نادر است.

many hornless species have adapted to their environment.

بسیاری از گونه های بدون شاخص با محیط خود سازگار شده اند.

scientists are studying hornless animals for genetic research.

دانشمندان در حال مطالعه حیوانات بدون شاخص برای تحقیقات ژنتیکی هستند.

the hornless rhinoceros is facing extinction.

گاو وحشی بدون شاخص در معرض خطر انقراض قرار دارد.

farmers prefer hornless cattle for safety reasons.

کشاورزان به دلیل ایمنی، گاو بدون شاخص را ترجیح می دهند.

hornless breeds are often easier to manage.

نژادهای بدون شاخص اغلب راحت تر قابل مدیریت هستند.

we observed the behavior of hornless fish in the aquarium.

ما رفتار ماهی های بدون شاخص را در آکواریوم مشاهده کردیم.

hornless animals can be found in various habitats.

حیوانات بدون شاخص را می توان در زیستگاه های مختلف یافت.

some cultures consider hornless animals to be lucky.

برخی از فرهنگ ها حیوانات بدون شاخص را خوش شانس می دانند.

the hornless variety of the species has unique traits.

گونه بدون شاخص این گونه دارای ویژگی های منحصر به فرد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید