horsebrasses

[ایالات متحده]/ˈhɔːsbræsɪz/
[بریتانیا]/ˈhɔːrsbræsɪz/

ترجمه

n. جواهرات یا دکوراسیون‌های مسی برای اسب‌ها؛ قطعات دکوراتیو مسی که به تجهیزات اسب‌ها متصل می‌شوند
un. ابزارهای مسی؛ ابزارهای بادی که از مس ساخته شده‌اند و صدا را از طریق لیپ‌های تکان‌خورده تولید می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

polished horsebrasses

سرویچ‌های گوشتی پولیش شده

antique horsebrasses

سرویچ‌های گوشتی باستانی

shiny horsebrasses

سرویچ‌های گوشتی لامع

traditional horsebrasses

سرویچ‌های گوشتی سنتی

decorative horsebrasses

سرویچ‌های گوشتی تزئینی

gleaming horsebrasses

سرویچ‌های گوشتی لامع‌کننده

tarnished horsebrasses

سرویچ‌های گوشتی تارنیش شده

vintage horsebrasses

سرویچ‌های گوشتی وینتیج

ornate horsebrasses

سرویچ‌های گوشتی زیبایی‌زده

classic horsebrasses

سرویچ‌های گوشتی کلاسیک

جملات نمونه

the antique horsebrasses glistened in the museum's display case, reflecting the soft lighting.

سرویچ‌های اسبی باستانی در جعبه نمایش موزه لامinate شده بودند و نور نرم را منعکس می‌کردند.

my grandfather collected horsebrasses from markets across wales for over forty years.

پدربزرگ من به مدت بیش از چهل سال سرویچ‌های اسبی را از بازارهای سراسر ویلز جمع‌آوری کرد.

the jockey polished the horsebrasses until they gleamed like golden coins.

جکی با سرویچ‌های اسبی به گونه‌ای پولیش کرد که مانند سکه‌های طلا لامinate شدند.

farmers traditionally hang horsebrasses on their horses for good luck during competitions.

کشاورزان به سنت خود سرویچ‌های اسبی را روی اسب‌هایشان آویزان می‌کنند تا در رقابت‌ها خوش‌بختی داشته باشند.

the jingling sound of horsebrasses echoed through the village as the parade began.

صوت سرویچ‌های اسبی در زمان شروع پرچم‌گذاری در روستا تکان داده شد.

she inherited a beautiful set of ornate horsebrasses from her great-grandmother.

او از پدربزرگ خود یک مجموعه زیبای سرویچ‌های اسبی با طراحی‌های تزئینی به ارث می‌برد.

the craftsman specialized in making traditional horsebrasses using centuries-old techniques.

چکش‌گر به تخصص در ساخت سرویچ‌های اسبی سنتی با استفاده از فنونی که قرن‌هاست وجود دارند.

collectors gather at annual fairs to buy and sell rare vintage horsebrasses.

جمع‌آوران در بازارهای سالانه جمع می‌شوند تا سرویچ‌های اسبی نادر و باستانی را خرید و فروش کنند.

the tarnished horsebrasses needed careful cleaning to restore their original shine.

سرویچ‌های اسبی که کثیف شده بودند نیاز به تمیز کردن دقت‌آمیز برای بازگرداندن لامinate اولیه داشتند.

welsh horsebrasses often feature intricate celtic designs that hold cultural significance.

سرویچ‌های اسبی ویلز معمولاً طراحی‌های سلک‌های پیچیده‌ای دارند که ارزش فرهنگی دارند.

the clinking melody of horsebrasses accompanied the horse-drawn carriage through the countryside.

موزیک سرویچ‌های اسبی که با هم برخورد می‌کردند، اتومبیل کشیده شده توسط اسب را در روستا همراهی می‌کرد.

displaying horsebrasses on the wall has become a popular interior decoration choice.

قرار دادن سرویچ‌های اسبی روی دیوار به یک انتخاب محبوب در دکوراسیون داخلی تبدیل شده است.

the heavy horsebrasses added weight to the harness but looked magnificently traditional.

سرویچ‌های اسبی سنگین وزن به لباس اسب اضافه می‌کردند اما به طور شگفت‌آوری سنتی به نظر می‌رسیدند.

gift shops near the countryside sell handmade horsebrasses as souvenirs to tourists.

مغازه‌های هدیه در نزدیکی روستا سرویچ‌های اسبی دست‌ساز را به عنوان یادگار به گردشگران فروش می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید