horsecloths

[ایالات متحده]/ˈhɔːsklɒθs/
[بریتانیا]/ˈhɔrsˌklɔθs/

ترجمه

n. (یک نوع) پوشاک اسب

عبارات و ترکیب‌ها

horsecloths collection

کلکسیون حصیرانداز

horsecloths supplier

تامین‌کننده حصیرانداز

horsecloths design

طراحی حصیرانداز

horsecloths market

بازار حصیرانداز

horsecloths quality

کیفیت حصیرانداز

horsecloths industry

صنعت حصیرانداز

horsecloths material

جنس حصیرانداز

horsecloths maintenance

نگهداری حصیرانداز

horsecloths styles

استایل‌های حصیرانداز

horsecloths accessories

لوازم جانبی حصیرانداز

جملات نمونه

the stable was filled with horsecloths of various colors.

دامداری با پارچه‌های اسطبل رنگارنگ پر شده بود.

before the race, the jockey checked the horsecloths for any damage.

قبل از مسابقه، سوارکار پارچه اسب را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.

horsecloths are essential for keeping horses warm during winter.

پارچه‌های اسب برای گرم نگه داشتن اسب‌ها در زمستان ضروری هستند.

she chose bright horsecloths to match the saddle.

او پارچه‌های اسب روشن را برای مطابقت با زین انتخاب کرد.

after the ride, he carefully folded the horsecloths.

بعد از سواری، او پارچه‌های اسب را با دقت تا کرد.

horsecloths can be made from various materials like wool or fleece.

پارچه‌های اسب را می‌توان از مواد مختلف مانند پشم یا الیاف ساخت.

it's important to wash horsecloths regularly to maintain hygiene.

برای حفظ بهداشت، شستن منظم پارچه‌های اسب مهم است.

during the competition, the horse's horsecloths were meticulously arranged.

در طول مسابقه، پارچه‌های اسب به دقت مرتب شده بودند.

they sold handmade horsecloths at the local market.

آنها پارچه‌های اسب دست ساز را در بازار محلی فروختند.

horsecloths come in various sizes to fit different breeds.

پارچه‌های اسب در اندازه‌های مختلف برای تناسب با نژادهای مختلف عرضه می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید