horsemeat

[ایالات متحده]/ˈhɔːsmiːt/
[بریتانیا]/ˈhɔrsˌmit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوشت اسب که به عنوان غذا استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

horsemeat stew

خورش اسب

horsemeat burger

برگر اسب

horsemeat sausage

سوسیس اسب

horsemeat dish

غذا با گوشت اسب

horsemeat steak

استیک اسب

horsemeat sandwich

ساندویچ اسب

horsemeat pizza

پیتزای اسب

horsemeat curry

کاري اسب

horsemeat meatballs

کوفته‌های اسب

horsemeat jerky

چکش‌زنی اسب

جملات نمونه

horsemeat is a delicacy in some cultures.

گوشت اسب در برخی فرهنگ‌ها یک غذای خوشمزه محسوب می‌شود.

many people are surprised by the taste of horsemeat.

بسیاری از مردم از طعم گوشت اسب متعجب می‌شوند.

in some countries, horsemeat is commonly used in dishes.

در برخی کشورها، گوشت اسب به طور معمول در غذاها استفاده می‌شود.

horsemeat can be found in specialty butcher shops.

می‌توان گوشت اسب را در فروشگاه‌های قصابی تخصصی پیدا کرد.

eating horsemeat is controversial in many regions.

خوردن گوشت اسب در بسیاری از مناطق بحث‌برانگیز است.

some chefs are experimenting with horsemeat recipes.

برخی از سرآشپزها در حال آزمایش دستور العمل‌های گوشت اسب هستند.

horsemeat has a distinct flavor compared to beef.

گوشت اسب در مقایسه با گوشت گاو طعم متفاوتی دارد.

horsemeat is rich in protein and low in fat.

گوشت اسب سرشار از پروتئین و کم‌چرب است.

some people prefer horsemeat over traditional meats.

برخی از افراد ترجیح می‌دهند گوشت اسب را به جای گوشت‌های سنتی بخورند.

horsemeat dishes are often served with vegetables.

غذاهای گوشت اسب اغلب با سبزیجات سرو می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید