horseponds

[ایالات متحده]/ˈhɔːspɒndz/
[بریتانیا]/ˈhɔrspɑndz/

ترجمه

n. حوضی برای آب دادن به اسب‌ها؛ مکانی که افراد ناخوشایند به عنوان مجازات در آن غرق می‌شدند

عبارات و ترکیب‌ها

horseponds area

منطقه حوضچه اسب

horseponds location

محل قرارگیری حوضچه اسب

horseponds habitat

زیستگاه حوضچه اسب

horseponds ecosystem

اکوسیستم حوضچه اسب

horseponds wildlife

حیات وحش حوضچه اسب

horseponds management

مدیریت حوضچه اسب

horseponds survey

بررسی حوضچه اسب

horseponds study

مطالعه حوضچه اسب

horseponds restoration

بازسازی حوضچه اسب

horseponds conservation

حفظ حوضچه اسب

جملات نمونه

the horseponds were filled with ducks and frogs.

گودال‌های اسب پر از اردک و قورباغه بودند.

children love to play near the horseponds during summer.

کودکان عاشق بازی در نزدیکی گودال‌های اسب در طول تابستان هستند.

we often go fishing at the local horseponds.

ما اغلب برای ماهیگیری به گودال‌های اسب محلی می‌رویم.

the horseponds provide a habitat for various wildlife.

گودال‌های اسب زیستگاه حیات وحش مختلف را فراهم می‌کنند.

horseponds can be a great spot for a picnic.

گودال‌های اسب می‌توانند مکان خوبی برای پیک‌نیک باشند.

many artists find inspiration near the tranquil horseponds.

بسیاری از هنرمندان الهام خود را در نزدیکی گودال‌های اسب آرام پیدا می‌کنند.

the horseponds are a popular place for birdwatching.

گودال‌های اسب یک مکان محبوب برای پرنده‌نگری هستند.

we saw beautiful reflections in the horseponds at sunset.

ما بازتاب‌های زیبا را در گودال‌های اسب در هنگام غروب آفتاب دیدیم.

horseponds are essential for maintaining the local ecosystem.

گودال‌های اسب برای حفظ اکوسیستم محلی ضروری هستند.

during the drought, the horseponds dried up quickly.

در طول خشکسالی، گودال‌های اسب به سرعت خشک شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید