horticultures

[ایالات متحده]/hɔːtɪˈkʌltʃəs/
[بریتانیا]/hɔrtɪˈkʌltʃərz/

ترجمه

n. هنر یا عمل کشت و مدیریت باغ

عبارات و ترکیب‌ها

urban horticultures

باغبانی شهری

sustainable horticultures

باغبانی پایدار

community horticultures

باغبانی مشارکتی

organic horticultures

باغبانی ارگانیک

commercial horticultures

باغبانی تجاری

tropical horticultures

باغبانی استوایی

permaculture horticultures

باغبانی پایدار و خودکفا

indoor horticultures

باغبانی داخل ساختمان

educational horticultures

باغبانی آموزشی

ethnic horticultures

باغبانی قومی

جملات نمونه

horticultures play a vital role in sustainable agriculture.

باغبانی نقش حیاتی در کشاورزی پایدار ایفا می‌کند.

many universities offer degrees in horticultures.

بسیاری از دانشگاه‌ها مدرک تحصیلی در زمینه باغبانی ارائه می‌دهند.

innovative horticultures can lead to better crop yields.

باغبانی‌های نوآورانه می‌توانند منجر به افزایش عملکرد محصول شوند.

understanding horticultures is essential for effective gardening.

درک باغبانی برای باغبانی موثر ضروری است.

horticultures contribute to biodiversity in urban areas.

باغبانی به حفظ تنوع زیستی در مناطق شهری کمک می‌کند.

she specializes in ornamental horticultures.

او در زمینه باغبانی زینتی تخصص دارد.

advancements in horticultures help combat climate change.

پیشرفت‌ها در باغبانی به مقابله با تغییرات آب و هوایی کمک می‌کنند.

horticultures can enhance the aesthetic value of landscapes.

باغبانی می‌تواند ارزش زیبایی‌شناختی مناظر را افزایش دهد.

community gardens are a form of urban horticultures.

باغ‌های محلی نوعی باغبانی شهری هستند.

she is passionate about sustainable horticultures.

او نسبت به باغبانی پایدار اشتیاق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید