hosteller

[ایالات متحده]/hɒsˈtɛlə/
[بریتانیا]/hɑːˈstɛlər/

ترجمه

n. مالک یک هاستل
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

budget hosteller

هاستل بودجه

friendly hosteller

هاستل دوستانه

experienced hosteller

هاستل با تجربه

solo hosteller

هاستل انفرادی

local hosteller

هاستل محلی

seasoned hosteller

هاستل باتجربه

new hosteller

هاستل جدید

happy hosteller

هاستل شاد

young hosteller

هاستل جوان

international hosteller

هاستل بین‌المللی

جملات نمونه

the hosteller booked a bed in the shared dormitory.

هاستل‌نشین یک تخت در خوابگاه اشتراکی رزرو کرد.

as a hosteller, i enjoy meeting travelers from different countries.

من به عنوان یک هاستل‌نشین، از ملاقات با مسافران از کشورهای مختلف لذت می‌برم.

the hosteller shared tips about local attractions with us.

هاستل‌نشین نکات مربوط به جاذبه‌های محلی را با ما در میان گذاشت.

hostellers often participate in group activities organized by the hostel.

هاستل‌نشین‌ها اغلب در فعالیت‌های گروهی که توسط هاستل سازماندهی شده است شرکت می‌کنند.

the hosteller found a great deal on accommodation.

هاستل‌نشین یک معامله عالی برای اقامت پیدا کرد.

being a hosteller allows you to travel on a budget.

هاستل‌نشین بودن به شما این امکان را می‌دهد که با بودجه سفر کنید.

many hostellers prefer cooking their own meals in the communal kitchen.

بسیاری از هاستل‌نشین‌ها ترجیح می‌دهند غذای خود را در آشپزخانه مشترک بپزند.

the hosteller made new friends during the city tour.

هاستل‌نشین در طول تور شهر دوستان جدیدی پیدا کرد.

hostellers often exchange travel stories in the lounge.

هاستل‌نشین‌ها اغلب داستان‌های سفر خود را در سالن مبادله می‌کنند.

the hosteller enjoyed the vibrant atmosphere of the hostel.

هاستل‌نشین از فضای پر جنب و جوش هاستل لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید