hotfoots it
با سرعت زیاد میرود
hotfoots away
با سرعت زیاد دور میشود
hotfoots back
با سرعت زیاد برمیگردد
hotfoots home
با سرعت زیاد به خانه میرود
hotfoots off
با سرعت زیاد میرود
hotfoots down
با سرعت زیاد پایین میرود
hotfoots through
با سرعت زیاد از میان عبور میکند
hotfoots past
با سرعت زیاد از کنار میگذرد
hotfoots along
با سرعت زیاد در طول میرود
hotfoots around
با سرعت زیاد در اطراف میرود
he hotfooted it to the meeting to avoid being late.
او به سرعت به جلسه رفت تا از دیر رسیدن جلوگیری کند.
she hotfooted out of the house when she heard the fire alarm.
او وقتی صدای آژیر آتشنشانی را شنید، به سرعت از خانه بیرون رفت.
after the announcement, the students hotfooted it to the auditorium.
بعد از اعلام، دانشآموزان به سرعت به تالار رفتند.
we hotfooted it to the store before it closed.
ما قبل از بستن مغازه به سرعت به آنجا رفتیم.
he hotfooted it back home to grab his jacket.
او برای برداشتن ژاکتش به سرعت به خانه بازگشت.
they hotfooted it to the train station after realizing the time.
آنها بعد از متوجه شدن زمان به سرعت به ایستگاه قطار رفتند.
she hotfooted it to the front of the line.
او به سرعت به جلوی صف رفت.
he hotfooted it through the rain to catch the bus.
او برای گرفتن اتوبوس در میان باران به سرعت حرکت کرد.
after hearing the news, they hotfooted it to the celebration.
بعد از شنیدن خبر، آنها برای جشن به سرعت رفتند.
she hotfooted it to the exit when the movie ended.
وقتی فیلم تمام شد، او به سرعت به خروجی رفت.
hotfoots it
با سرعت زیاد میرود
hotfoots away
با سرعت زیاد دور میشود
hotfoots back
با سرعت زیاد برمیگردد
hotfoots home
با سرعت زیاد به خانه میرود
hotfoots off
با سرعت زیاد میرود
hotfoots down
با سرعت زیاد پایین میرود
hotfoots through
با سرعت زیاد از میان عبور میکند
hotfoots past
با سرعت زیاد از کنار میگذرد
hotfoots along
با سرعت زیاد در طول میرود
hotfoots around
با سرعت زیاد در اطراف میرود
he hotfooted it to the meeting to avoid being late.
او به سرعت به جلسه رفت تا از دیر رسیدن جلوگیری کند.
she hotfooted out of the house when she heard the fire alarm.
او وقتی صدای آژیر آتشنشانی را شنید، به سرعت از خانه بیرون رفت.
after the announcement, the students hotfooted it to the auditorium.
بعد از اعلام، دانشآموزان به سرعت به تالار رفتند.
we hotfooted it to the store before it closed.
ما قبل از بستن مغازه به سرعت به آنجا رفتیم.
he hotfooted it back home to grab his jacket.
او برای برداشتن ژاکتش به سرعت به خانه بازگشت.
they hotfooted it to the train station after realizing the time.
آنها بعد از متوجه شدن زمان به سرعت به ایستگاه قطار رفتند.
she hotfooted it to the front of the line.
او به سرعت به جلوی صف رفت.
he hotfooted it through the rain to catch the bus.
او برای گرفتن اتوبوس در میان باران به سرعت حرکت کرد.
after hearing the news, they hotfooted it to the celebration.
بعد از شنیدن خبر، آنها برای جشن به سرعت رفتند.
she hotfooted it to the exit when the movie ended.
وقتی فیلم تمام شد، او به سرعت به خروجی رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید