chases

[ایالات متحده]/[tʃeɪz]/
[بریتانیا]/[tʃeɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present simple, 3rd person singular) تعقیب کردن کسی یا چیزی به منظور گرفتن آن‌ها؛ تلاش برای به دست آوردن یا رسیدن به چیزی، به خصوص با اراده؛ تحقیق یا بررسی کردن چیزی.
n. تعقیب؛ دویدن.

عبارات و ترکیب‌ها

chases dreams

Persian_translation

chases after

Persian_translation

he chases

Persian_translation

chased him

Persian_translation

chases the ball

Persian_translation

جملات نمونه

the detective chases the suspect through the crowded market.

مامور پلیس مظنون را در میان بازار شلوغ تعقیب می‌کند.

our dog chases squirrels in the park every day.

سگ ما هر روز در پارک گنجشک‌ها را تعقیب می‌کند.

she chases her dream of becoming a successful artist.

او به دنبال رویای خود برای تبدیل شدن به یک هنرمند موفق است.

the company chases new customers to increase sales.

شرکت برای افزایش فروش مشتریان جدید را تعقیب می‌کند.

he chases after fleeting moments of happiness.

او به دنبال لحظات کوتاه شادی می‌گردد.

the news outlet chases exclusive stories relentlessly.

خبرگزاری به طور خستگی‌ناپذیر به دنبال داستان‌های انحصاری می‌گردد.

the cat chases a laser pointer across the floor.

گربه یک نشانگر لیزری را در سراسر کف زمین تعقیب می‌کند.

the stock market chases trends in technology.

بازار سهام روندها را در فناوری دنبال می‌کند.

the team chases victory in the final game.

تیم به دنبال پیروزی در بازی نهایی است.

the reporter chases leads for the investigative report.

گزارشگر سرنخ‌ها را برای گزارش تحقیقی دنبال می‌کند.

the politician chases votes during the election campaign.

سیاستمدار در طول کمپین انتخابات به دنبال رای‌دهندگان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید