run-down hovels
خانههای فرسوده
abandoned hovels
خانههای رها شده
crumbling hovels
خانههای در حال فروپاشی
poor hovels
خانههای فقیرنشین
rural hovels
خانههای روستایی
dilapidated hovels
خانههای کهنه و فرسوده
makeshift hovels
خانههای موقت
isolated hovels
خانههای منزوی
cramped hovels
خانههای تنگ
forgotten hovels
خانههای فراموش شده
the old hovel was falling apart.
کلبه قدیمی در حال فروپاشی بود.
they lived in hovel-like conditions.
آنها در شرایطی شبیه به کلبه زندگی می کردند.
the hovel was located on the outskirts of town.
کلبه در حومه شهر واقع شده بود.
she grew up in a hovel with her family.
او با خانواده اش در یک کلبه بزرگ شد.
the hovel lacked basic amenities.
کلبه فاقد امکانات اولیه بود.
he described his childhood home as a hovel.
او خانه دوران کودکی خود را به عنوان یک کلبه توصیف کرد.
they were forced to live in a hovel after losing their home.
آنها پس از از دست دادن خانه خود مجبور به زندگی در یک کلبه شدند.
the hovel was a stark contrast to the luxurious mansion.
کلبه در تضاد آشکار با عمارت لوکس بود.
many families were displaced and ended up in hovels.
خانواده های زیادی آواره شدند و در نهایت در کلبه ها ساکن شدند.
the hovel was a symbol of poverty in the area.
کلبه نمادی از فقر در آن منطقه بود.
run-down hovels
خانههای فرسوده
abandoned hovels
خانههای رها شده
crumbling hovels
خانههای در حال فروپاشی
poor hovels
خانههای فقیرنشین
rural hovels
خانههای روستایی
dilapidated hovels
خانههای کهنه و فرسوده
makeshift hovels
خانههای موقت
isolated hovels
خانههای منزوی
cramped hovels
خانههای تنگ
forgotten hovels
خانههای فراموش شده
the old hovel was falling apart.
کلبه قدیمی در حال فروپاشی بود.
they lived in hovel-like conditions.
آنها در شرایطی شبیه به کلبه زندگی می کردند.
the hovel was located on the outskirts of town.
کلبه در حومه شهر واقع شده بود.
she grew up in a hovel with her family.
او با خانواده اش در یک کلبه بزرگ شد.
the hovel lacked basic amenities.
کلبه فاقد امکانات اولیه بود.
he described his childhood home as a hovel.
او خانه دوران کودکی خود را به عنوان یک کلبه توصیف کرد.
they were forced to live in a hovel after losing their home.
آنها پس از از دست دادن خانه خود مجبور به زندگی در یک کلبه شدند.
the hovel was a stark contrast to the luxurious mansion.
کلبه در تضاد آشکار با عمارت لوکس بود.
many families were displaced and ended up in hovels.
خانواده های زیادی آواره شدند و در نهایت در کلبه ها ساکن شدند.
the hovel was a symbol of poverty in the area.
کلبه نمادی از فقر در آن منطقه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید