shacks and huts
کلبهها و خانههای کوچک
built shacks
کلبههای ساخته شده
old shacks
کلبههای قدیمی
shacks near
کلبههای نزدیک
shack life
زندگی در کلبه
shack dwelling
مسکنی در کلبه
shacks stood
کلبهها ایستاده بودند
shack town
شهر کلبهها
shack community
جامعه کلبهها
shacks remain
کلبهها باقی میمانند
the beach was lined with weathered shacks overlooking the ocean.
ساحل با کلبههای فرسوده پوشیده شده بود که به اقیانوس مشرف بودند.
they built makeshift shacks from salvaged wood and tarps.
آنها کلبههای موقتی از چوبهای بازیافتی و برزنت ساختند.
the shacks provided basic shelter from the harsh desert sun.
این کلبهها سرپناهی ابتدایی در برابر آفتاب سوزان صحرا فراهم میکردند.
the fishing village consisted of a cluster of ramshackle shacks.
دهکده ماهیگیری از یک خوشه کلبههای نامرتب تشکیل شده بود.
we explored the abandoned shacks on the outskirts of town.
ما کلبههای متروکه در حومه شهر را کاوش کردیم.
the shacks were sparsely furnished but offered a sense of security.
کلبهها به طور پراکنده مبلاغ شده بودند اما احساس امنیت را القا میکردند.
the shacks were constructed from corrugated iron and scrap metal.
کلبهها از ورقههای آهنی و ضایعات فلز ساخته شده بودند.
the children played hide-and-seek amongst the old shacks.
کودکان در میان کلبههای قدیمی، گربه و موش بازی میکردند.
the shacks stood as a testament to the resilience of the community.
کلبهها به عنوان نشانهای از مقاومت جامعه ایستاده بودند.
they lived in simple shacks with dirt floors and tin roofs.
آنها در کلبههای ساده با کفهای خاکی و سقفهای حلبی زندگی میکردند.
the shacks were vulnerable to strong winds and heavy rain.
کلبهها در برابر بادهای شدید و بارانهای سنگین آسیبپذیر بودند.
shacks and huts
کلبهها و خانههای کوچک
built shacks
کلبههای ساخته شده
old shacks
کلبههای قدیمی
shacks near
کلبههای نزدیک
shack life
زندگی در کلبه
shack dwelling
مسکنی در کلبه
shacks stood
کلبهها ایستاده بودند
shack town
شهر کلبهها
shack community
جامعه کلبهها
shacks remain
کلبهها باقی میمانند
the beach was lined with weathered shacks overlooking the ocean.
ساحل با کلبههای فرسوده پوشیده شده بود که به اقیانوس مشرف بودند.
they built makeshift shacks from salvaged wood and tarps.
آنها کلبههای موقتی از چوبهای بازیافتی و برزنت ساختند.
the shacks provided basic shelter from the harsh desert sun.
این کلبهها سرپناهی ابتدایی در برابر آفتاب سوزان صحرا فراهم میکردند.
the fishing village consisted of a cluster of ramshackle shacks.
دهکده ماهیگیری از یک خوشه کلبههای نامرتب تشکیل شده بود.
we explored the abandoned shacks on the outskirts of town.
ما کلبههای متروکه در حومه شهر را کاوش کردیم.
the shacks were sparsely furnished but offered a sense of security.
کلبهها به طور پراکنده مبلاغ شده بودند اما احساس امنیت را القا میکردند.
the shacks were constructed from corrugated iron and scrap metal.
کلبهها از ورقههای آهنی و ضایعات فلز ساخته شده بودند.
the children played hide-and-seek amongst the old shacks.
کودکان در میان کلبههای قدیمی، گربه و موش بازی میکردند.
the shacks stood as a testament to the resilience of the community.
کلبهها به عنوان نشانهای از مقاومت جامعه ایستاده بودند.
they lived in simple shacks with dirt floors and tin roofs.
آنها در کلبههای ساده با کفهای خاکی و سقفهای حلبی زندگی میکردند.
the shacks were vulnerable to strong winds and heavy rain.
کلبهها در برابر بادهای شدید و بارانهای سنگین آسیبپذیر بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید