The company's hq is located in the city center.
دفتر مركزی شرکت در مركز شهر واقع شده است.
She works at the hq of a multinational corporation.
او در دفتر مركزی یک شرکت چند ملیتی کار می کند.
The hq staff are busy preparing for the upcoming conference.
کارمندان دفتر مركزی مشغول آماده سازی برای كنفرانس آتی هستند.
The hq building has state-of-the-art facilities.
ساختمان دفتر مركزی دارای امکانات پیشرفته است.
The hq team is known for its innovative approach.
تیم دفتر مركزی به دلیل رویکرد نوآورانه خود شناخته شده است.
He visited the hq to discuss the new project.
او برای بحث در مورد پروژه جدید از دفتر مركزی بازدید کرد.
The hq is responsible for overseeing all regional offices.
دفتر مركزی مسئولیت نظارت بر تمام دفاتر منطقه ای را بر عهده دارد.
The hq is where all major decisions are made.
دفتر مركزی جایی است که تمام تصمیمات مهم در آن گرفته می شود.
The hq plays a crucial role in the company's success.
دفتر مركزی نقش مهمی در موفقیت شرکت ایفا می کند.
The hq employees are dedicated to their work.
کارمندان دفتر مركزی به کار خود متعهد هستند.
So, Quinn, what brings you out of campaign HQ?
پس کوین، چه چیزی باعث میشود از دفتر مرکزی کمپین بیرون بیایید؟
منبع: TV series Person of Interest Season 2The real work begins at ChopValue HQ.
کار واقعی در دفتر مرکزی ChopValue آغاز میشود.
منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive CategoryAnd communicating with NASA HQ back on Earth.
و ارتباط با دفتر مرکزی ناسا در زمین.
منبع: CNN 10 Student English October 2019 CollectionHQ is an abbreviation for headquarters.
HQ مخفف دفتر مرکزی است.
منبع: Grandpa and Grandma's grammar classThe HQ of the company behind this tech is in Cambridge in the south of England.
دفتر مرکزی شرکتی که پشت این فناوری است در کمبریج در جنوب انگلستان قرار دارد.
منبع: BBC English UnlockedSanta HQ is an app allowing to Zoom chat with Santa.
Santa HQ یک برنامه است که به شما امکان میدهد از طریق Zoom با بابانوئل گپ بزنید.
منبع: CNN 10 Student English December 2020 CollectionJust as an example, available datasets like Flickr HQ has 70,000 faces. 70,000.
به عنوان مثال، مجموعههای دادههای موجود مانند Flickr HQ دارای 70000 چهره است. 70000.
منبع: Vox opinionIf I want to communicate with HQ, I'm going to use this.
اگر میخواهم با دفتر مرکزی ارتباط برقرار کنم، از این استفاده خواهم کرد.
منبع: Grandpa and Grandma's grammar classThey put up billets, and married quarters, HQ block, and the harbour, and the airstrip.
آنها محل استراحت، و خانههای مسکونی، بلوک دفتر مرکزی، و بندر، و فرودگاه را ساختند.
منبع: Yes, Minister Season 3I'm just calling to say that we've received your new Corporate Credit Card from HQ.
من فقط برای این تماس میگیرم که میخواهم بگویم کارت اعتباری شرکتی جدید شما را از دفتر مرکزی دریافت کردهایم.
منبع: Banking Situational ConversationThe company's hq is located in the city center.
دفتر مركزی شرکت در مركز شهر واقع شده است.
She works at the hq of a multinational corporation.
او در دفتر مركزی یک شرکت چند ملیتی کار می کند.
The hq staff are busy preparing for the upcoming conference.
کارمندان دفتر مركزی مشغول آماده سازی برای كنفرانس آتی هستند.
The hq building has state-of-the-art facilities.
ساختمان دفتر مركزی دارای امکانات پیشرفته است.
The hq team is known for its innovative approach.
تیم دفتر مركزی به دلیل رویکرد نوآورانه خود شناخته شده است.
He visited the hq to discuss the new project.
او برای بحث در مورد پروژه جدید از دفتر مركزی بازدید کرد.
The hq is responsible for overseeing all regional offices.
دفتر مركزی مسئولیت نظارت بر تمام دفاتر منطقه ای را بر عهده دارد.
The hq is where all major decisions are made.
دفتر مركزی جایی است که تمام تصمیمات مهم در آن گرفته می شود.
The hq plays a crucial role in the company's success.
دفتر مركزی نقش مهمی در موفقیت شرکت ایفا می کند.
The hq employees are dedicated to their work.
کارمندان دفتر مركزی به کار خود متعهد هستند.
So, Quinn, what brings you out of campaign HQ?
پس کوین، چه چیزی باعث میشود از دفتر مرکزی کمپین بیرون بیایید؟
منبع: TV series Person of Interest Season 2The real work begins at ChopValue HQ.
کار واقعی در دفتر مرکزی ChopValue آغاز میشود.
منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive CategoryAnd communicating with NASA HQ back on Earth.
و ارتباط با دفتر مرکزی ناسا در زمین.
منبع: CNN 10 Student English October 2019 CollectionHQ is an abbreviation for headquarters.
HQ مخفف دفتر مرکزی است.
منبع: Grandpa and Grandma's grammar classThe HQ of the company behind this tech is in Cambridge in the south of England.
دفتر مرکزی شرکتی که پشت این فناوری است در کمبریج در جنوب انگلستان قرار دارد.
منبع: BBC English UnlockedSanta HQ is an app allowing to Zoom chat with Santa.
Santa HQ یک برنامه است که به شما امکان میدهد از طریق Zoom با بابانوئل گپ بزنید.
منبع: CNN 10 Student English December 2020 CollectionJust as an example, available datasets like Flickr HQ has 70,000 faces. 70,000.
به عنوان مثال، مجموعههای دادههای موجود مانند Flickr HQ دارای 70000 چهره است. 70000.
منبع: Vox opinionIf I want to communicate with HQ, I'm going to use this.
اگر میخواهم با دفتر مرکزی ارتباط برقرار کنم، از این استفاده خواهم کرد.
منبع: Grandpa and Grandma's grammar classThey put up billets, and married quarters, HQ block, and the harbour, and the airstrip.
آنها محل استراحت، و خانههای مسکونی، بلوک دفتر مرکزی، و بندر، و فرودگاه را ساختند.
منبع: Yes, Minister Season 3I'm just calling to say that we've received your new Corporate Credit Card from HQ.
من فقط برای این تماس میگیرم که میخواهم بگویم کارت اعتباری شرکتی جدید شما را از دفتر مرکزی دریافت کردهایم.
منبع: Banking Situational Conversationلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید