hubbies

[ایالات متحده]/ˈhʌbɪz/
[بریتانیا]/ˈhʌbiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه hubby

عبارات و ترکیب‌ها

happy hubbies

همسران شاد

loving hubbies

همسران عاشق

supportive hubbies

همسران حامی

funny hubbies

همسران خنده‌دار

caring hubbies

همسران مراقب

busy hubbies

همسران پرمشغله

handsome hubbies

همسران جذاب

thoughtful hubbies

همسران متفکر

adventurous hubbies

همسران ماجراجو

romantic hubbies

همسران رمانتیک

جملات نمونه

my hubbies and i are planning a weekend getaway.

من و همسرانم در حال برنامه ریزی برای یک سفر آخر هفته هستیم.

all my hubbies enjoy cooking together.

همه همسران من از آشپزی با هم لذت می برند.

we often have game nights with our hubbies.

ما اغلب شب های بازی با همسرانمان داریم.

my hubbies support me in all my endeavors.

همسران من در همه تلاش های من از من حمایت می کنند.

we share responsibilities equally among our hubbies.

ما به طور مساوی مسئولیت ها را بین همسرانمان تقسیم می کنیم.

our hubbies love to watch movies with us.

همسران ما عاشق تماشای فیلم با ما هستند.

we often have discussions about life with our hubbies.

ما اغلب در مورد زندگی با همسرانمان بحث می کنیم.

my hubbies and i enjoy traveling to new places.

من و همسرانم از سفر به مکان های جدید لذت می بریم.

having fun with my hubbies is always a priority.

گذراندن وقت با همسرانم همیشه در اولویت است.

we celebrate special occasions with our hubbies.

ما مناسبت های خاص را با همسرانمان جشن می گیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید