humanist

[ایالات متحده]/'hjuːmənɪst/
[بریتانیا]/'hjʊmənɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بشردوست، دانشمند انسان‌گرایی.

جملات نمونه

He is known for his humanist approach to social issues.

او به دلیل رویکرد انسان‌گرایانه خود به مسائل اجتماعی شناخته شده است.

The humanist values of equality and compassion are important in today's society.

ارزش‌های انسان‌گرایانه برابری و شفقت در جامعه امروز مهم هستند.

She is a strong advocate for humanist values in education.

او یک مدافع قوی ارزش‌های انسان‌گرایانه در آموزش است.

Humanist principles emphasize the importance of human dignity and rights.

اصول انسان‌گرایانه بر اهمیت کرامت و حقوق انسان تاکید دارند.

The organization works to promote humanist ideals around the world.

این سازمان برای ترویج آرمان‌های انسان‌گرایانه در سراسر جهان تلاش می‌کند.

Many artists and writers draw inspiration from humanist philosophy.

بسیاری از هنرمندان و نویسندگان از فلسفه انسان‌گرایانه الهام می‌گیرند.

The humanist movement seeks to advance human welfare and happiness.

جنبش انسان‌گرایانه به دنبال ارتقای رفاه و خوشبختی انسان‌ها است.

Humanist ethics prioritize the well-being of individuals and communities.

اخلاق انسان‌گرایانه بر رفاه افراد و جوامع اولویت می‌دهد.

He believes in a humanist approach to resolving conflicts and promoting peace.

او به یک رویکرد انسان‌گرایانه برای حل اختلافات و ترویج صلح اعتقاد دارد.

Humanist scholars study the history and impact of humanism on society.

محققان انسان‌گرا تاریخ و تأثیر انسان‌گرایی بر جامعه را مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید