hybridisation

[ایالات متحده]/ˌhaibridai'zeiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دورگه‌سازی، کشت هیبرید، دورگه‌سازی.

عبارات و ترکیب‌ها

hybridisation of cultures

ترکیب فرهنگ‌ها

جملات نمونه

"There was a view that hybridisation was bad, and 'pure' species were good," says James Mallet of University College London.

«دیدگاهی وجود داشت مبنی بر اینکه هیبریدیزاسیون بد است و گونه‌های «خالص» خوب هستند،» جیمز مالِت از دانشگاه کالج لندن می‌گوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید