hydromorphone

[ایالات متحده]/[ˈhɪdrəʊmɔːfən]/
[بریتانیا]/[ˈhaɪdroʊˌmɔːrfoʊn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک داروی مسکن اپیوید قوی؛ یک اپیوید مصنوعی مشتق از مورفین
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hydromorphone dosage

دوز هیدرومورفون

taking hydromorphone

مصرف هیدرومورفون

hydromorphone side effects

عوارض جانبی هیدرومورفون

hydromorphone prescription

پیشنهاد دارویی هیدرومورفون

hydromorphone withdrawal

بازداری از هیدرومورفون

administering hydromorphone

تزریق هیدرومورفون

hydromorphone interactions

تعاملات هیدرومورفون

hydromorphone addiction

وابستگی به هیدرومورفون

hydromorphone pain relief

درد کاهش دهنده هیدرومورفون

hydromorphone abuse

مصرف نادرست هیدرومورفون

جملات نمونه

the patient was given a small dose of hydromorphone for breakthrough pain.

بیمار به دوز کمی از هیدرومورفون برای درد ناگهانی داده شد.

she carefully monitored the patient's reaction to the hydromorphone.

او به دقت واکنش بیمار به هیدرومورفون را پیگیری کرد.

hydromorphone is a potent opioid used to manage chronic pain.

هیدرومورفون یک opioid قوی است که برای کنترل درد مزمن استفاده می‌شود.

the doctor prescribed hydromorphone with strict instructions for storage.

پزشک هیدرومورفون را با دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه برای نگهداری نسخه کرد.

he experienced significant relief after starting hydromorphone treatment.

پس از شروع درمان با هیدرومورفون، او بهبود قابل توجهی تجربه کرد.

the nurse administered the hydromorphone intravenously.

مربی به صورت داخل وریدی هیدرومورفون را تزریق کرد.

due to its potential for addiction, hydromorphone requires careful prescribing.

به دلیل احتمال ادمه، هیدرومورفون نیاز به نسخه‌ی دقیق دارد.

the pharmacist verified the hydromorphone prescription before dispensing.

داروساز قبل از توزیع، دستورالعمل نسخه هیدرومورفون را تأیید کرد.

side effects of hydromorphone can include nausea and constipation.

اثرات جانبی هیدرومورفون ممکن است شامل استفراغ و اسهال باشد.

they gradually tapered off the hydromorphone to avoid withdrawal symptoms.

آن‌ها به تدریج از هیدرومورفون کاسته شدند تا از علائم پس‌گذار جلوگیری کنند.

the physician ordered a hydromorphone patch for long-term pain management.

پزشک یک پماد هیدرومورفون برای مدیریت درد در بلند مدت سفارش داد.

it's crucial to store hydromorphone securely and out of reach of children.

ذخیره‌سازی هیدرومورفون به طور ایمن و خارج از دسترس کودکان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید