hydrophyte

[ایالات متحده]/ˈhaɪdrəfaɪt/
[بریتانیا]/ˈhaɪdrəfaɪt/

ترجمه

n. گیاهی که در آب رشد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

aquatic hydrophyte

گیاه آبزی

emergent hydrophyte

گیاه آبزی نوک‌ بیرون‌ آمده

floating hydrophyte

گیاه آبزی شناور

submerged hydrophyte

گیاه آبزی غوطه‌ور

native hydrophyte

گیاه آبزی بومی

invasive hydrophyte

گیاه آبزی مهاجم

decaying hydrophyte

گیاه آبزی در حال پوسیدگی

perennial hydrophyte

گیاه آبزی چند ساله

terrestrial hydrophyte

گیاه آبزی زمینی

ornamental hydrophyte

گیاه آبزی زینتی

جملات نمونه

hydrophytes play a crucial role in aquatic ecosystems.

گیاهان آبزی نقش مهمی در اکوسیستم‌های آبزی ایفا می‌کنند.

many hydrophytes can be found in freshwater habitats.

بسیاری از گیاهان آبزی را می‌توان در زیستگاه‌های آب شیرین یافت.

some hydrophytes are used for water purification.

برخی از گیاهان آبزی برای تصفیه آب استفاده می‌شوند.

hydrophytes provide shelter for aquatic animals.

گیاهان آبزی پناهگاهی برای حیوانات آبزی فراهم می‌کنند.

research on hydrophytes helps improve wetland restoration.

تحقیقات در مورد گیاهان آبزی به بهبود احیای تالاب‌ها کمک می‌کند.

hydrophytes can be classified into floating and submerged types.

می‌توان گیاهان آبزی را بر اساس نوع شناور و غوطه‌ور طبقه‌بندی کرد.

some hydrophytes have unique adaptations for survival.

برخی از گیاهان آبزی سازگاری‌های منحصربه‌فردی برای بقا دارند.

hydrophytes contribute to the oxygen levels in water bodies.

گیاهان آبزی به سطح اکسیژن در آب کمک می‌کنند.

invasive hydrophytes can disrupt local ecosystems.

گیاهان آبزی مهاجم می‌توانند اکوسیستم‌های محلی را مختل کنند.

hydrophytes are essential for maintaining biodiversity in wetlands.

گیاهان آبزی برای حفظ تنوع زیستی در تالاب‌ها ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید