hydroplaning

[ایالات متحده]/ˈhaɪdrəʊˌpleɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhaɪdroʊˌpleɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرایطی که در آن تایرهای یک وسیله نقلیه ارتباط خود را با سطح جاده به دلیل لایه‌ای از آب از دست می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

hydroplaning risk

خطر آب‌گرفتگی

hydroplaning conditions

شرایط آب‌گرفتگی

hydroplaning accidents

تصادفات آب‌گرفتگی

hydroplaning warning

هشدار آب‌گرفتگی

hydroplaning prevention

جلوگیری از آب‌گرفتگی

hydroplaning control

کنترل آب‌گرفتگی

hydroplaning effects

اثرات آب‌گرفتگی

hydroplaning speed

سرعت آب‌گرفتگی

hydroplaning surface

سطح آب‌گرفتگی

hydroplaning tires

لاستیک‌های آب‌گرفتگی

جملات نمونه

hydroplaning can occur when driving in heavy rain.

آب‌گرفتگی می‌تواند در هنگام رانندگی در باران شدید رخ دهد.

to avoid hydroplaning, maintain proper tire pressure.

برای جلوگیری از آب‌گرفتگی، فشار مناسب لاستیک را حفظ کنید.

hydroplaning reduces your control over the vehicle.

آب‌گرفتگی کنترل شما بر خودرو را کاهش می‌دهد.

drivers should be cautious of hydroplaning on wet roads.

رانندگان باید در هنگام رانندگی در جاده‌های خیس، در مورد آب‌گرفتگی محتاط باشند.

hydroplaning can lead to serious accidents.

آب‌گرفتگی می‌تواند منجر به تصادفات جدی شود.

learning how to handle hydroplaning is crucial for safety.

یادگیری نحوه مقابله با آب‌گرفتگی برای ایمنی بسیار مهم است.

hydroplaning happens when a layer of water builds up.

آب‌گرفتگی زمانی رخ می‌دهد که یک لایه آب جمع می‌شود.

slow down when you notice the risk of hydroplaning.

هنگامی که خطر آب‌گرفتگی را متوجه می‌شوید، سرعت خود را کم کنید.

hydroplaning can be prevented with good driving techniques.

می‌توان با تکنیک‌های رانندگی خوب از آب‌گرفتگی جلوگیری کرد.

many drivers underestimate the dangers of hydroplaning.

بسیاری از رانندگان خطرات آب‌گرفتگی را دست کم می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید