hydroxides react
هیدروکسیدها واکنش میدهند
testing for hydroxides
آزمایش برای هیدروکسیدها
hydroxides present
هیدروکسیدها موجود هستند
hydroxides form
هیدروکسیدها تشکیل میشوند
metal hydroxides
هیدروکسیدهای فلزی
hydroxides solution
حلالیت هیدروکسیدها
hydroxides precipitate
هیدروکسیدها رسوب میکنند
hydroxides absorb
هیدروکسیدها جذب میکنند
hydroxides neutralize
هیدروکسیدها خنثی میکنند
hydroxides dissolve
هیدروکسیدها حل میشوند
the reaction produced a precipitate of calcium hydroxides.
reaksiyon رسوب هیدروکسید کلسیم تولید کرد.
strong hydroxides, like sodium hydroxide, are corrosive.
هیدروکسیدهای قوی، مانند هیدروکسید سدیم، خورنده هستند.
we neutralized the acid with a solution of hydroxides.
ما اسید را با یک محلول هیدروکسید خنثی کردیم.
the formation of hydroxides indicates a basic environment.
تشکیل هیدروکسیدها نشان دهنده محیطی باز است.
aluminum hydroxides are used in antacids to relieve heartburn.
هیدروکسید آلومینیوم در داروهای ضد اسید برای کاهش سوزش معده استفاده می شود.
the titration involved adding hydroxides to determine acidity.
تیتراسیون شامل اضافه کردن هیدروکسیدها برای تعیین اسیدیته بود.
magnesium hydroxides are often used as a laxative.
هیدروکسید مسکی اغلب به عنوان یک شکم گشای استفاده می شود.
the presence of hydroxides can affect water quality.
وجود هیدروکسیدها می تواند کیفیت آب را تحت تأثیر قرار دهد.
we studied the solubility of various metal hydroxides.
ما انحلال پذیری هیدروکسیدهای فلزات مختلف را مطالعه کردیم.
the experiment involved reacting metals with hydroxides.
این آزمایش شامل واکنش فلزات با هیدروکسیدها بود.
lithium hydroxides are used in some air purification systems.
هیدروکسید لیتیوم در برخی سیستم های پاکسازی هوا استفاده می شود.
hydroxides react
هیدروکسیدها واکنش میدهند
testing for hydroxides
آزمایش برای هیدروکسیدها
hydroxides present
هیدروکسیدها موجود هستند
hydroxides form
هیدروکسیدها تشکیل میشوند
metal hydroxides
هیدروکسیدهای فلزی
hydroxides solution
حلالیت هیدروکسیدها
hydroxides precipitate
هیدروکسیدها رسوب میکنند
hydroxides absorb
هیدروکسیدها جذب میکنند
hydroxides neutralize
هیدروکسیدها خنثی میکنند
hydroxides dissolve
هیدروکسیدها حل میشوند
the reaction produced a precipitate of calcium hydroxides.
reaksiyon رسوب هیدروکسید کلسیم تولید کرد.
strong hydroxides, like sodium hydroxide, are corrosive.
هیدروکسیدهای قوی، مانند هیدروکسید سدیم، خورنده هستند.
we neutralized the acid with a solution of hydroxides.
ما اسید را با یک محلول هیدروکسید خنثی کردیم.
the formation of hydroxides indicates a basic environment.
تشکیل هیدروکسیدها نشان دهنده محیطی باز است.
aluminum hydroxides are used in antacids to relieve heartburn.
هیدروکسید آلومینیوم در داروهای ضد اسید برای کاهش سوزش معده استفاده می شود.
the titration involved adding hydroxides to determine acidity.
تیتراسیون شامل اضافه کردن هیدروکسیدها برای تعیین اسیدیته بود.
magnesium hydroxides are often used as a laxative.
هیدروکسید مسکی اغلب به عنوان یک شکم گشای استفاده می شود.
the presence of hydroxides can affect water quality.
وجود هیدروکسیدها می تواند کیفیت آب را تحت تأثیر قرار دهد.
we studied the solubility of various metal hydroxides.
ما انحلال پذیری هیدروکسیدهای فلزات مختلف را مطالعه کردیم.
the experiment involved reacting metals with hydroxides.
این آزمایش شامل واکنش فلزات با هیدروکسیدها بود.
lithium hydroxides are used in some air purification systems.
هیدروکسید لیتیوم در برخی سیستم های پاکسازی هوا استفاده می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید