hypercapnia

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˈkæp.ni.ə/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərˈkæp.ni.ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار زیاد دی‌اکسید کربن در خون
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hypercapnia symptoms

علائم هایپرکاپنیا

hypercapnia treatment

درمان هایپرکاپنیا

hypercapnia causes

علت هایپرکاپنیا

hypercapnia diagnosis

تشخیص هایپرکاپنیا

hypercapnia effects

اثرات هایپرکاپنیا

hypercapnia management

مدیریت هایپرکاپنیا

hypercapnia levels

سطح هایپرکاپنیا

hypercapnia risk

خطر هایپرکاپنیا

hypercapnia prevention

جلوگیری از هایپرکاپنیا

جملات نمونه

hypercapnia can lead to respiratory acidosis.

هایپرکاپنی می‌تواند منجر به اسیدوز تنفسی شود.

patients with hypercapnia often experience confusion.

بیماران مبتلا به هایپرکاپنی اغلب دچار سردرگمی می‌شوند.

monitoring hypercapnia is crucial in critical care.

نظارت بر هایپرکاپنی در مراقبت‌های ویژه بسیار مهم است.

hypercapnia can cause headaches and dizziness.

هایپرکاپنی می‌تواند باعث سردرد و سرگیجه شود.

it's important to identify the causes of hypercapnia.

شناسایی علل هایپرکاپنی مهم است.

hypercapnia may occur due to inadequate ventilation.

هایپرکاپنی ممکن است به دلیل تهویه نامناسب رخ دهد.

treatment for hypercapnia often involves oxygen therapy.

درمان هایپرکاپنی اغلب شامل اکسیژن‌تراپی است.

chronic obstructive pulmonary disease can lead to hypercapnia.

بیماری مزمن انسدادی ریه می‌تواند منجر به هایپرکاپنی شود.

hypercapnia can affect cognitive function.

هایپرکاپنی می‌تواند بر عملکرد شناختی تأثیر بگذارد.

in severe cases, hypercapnia may require mechanical ventilation.

در موارد شدید، هایپرکاپنی ممکن است نیاز به تهویه مکانیکی داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید