hyperlipidemias

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˌlɪpɪˈdiːmɪə/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərˌlɪpɪˈdiːmiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطح‌های بیش از حد لیپیدها در خون

عبارات و ترکیب‌ها

manage hyperlipidemia

مدیریت پرهایپرلیپیدمی

treat hyperlipidemia

درمان پرهایپرلیپیدمی

hyperlipidemia risk

خطر پرهایپرلیپیدمی

hyperlipidemia diet

رژیم غذایی برای پرهایپرلیپیدمی

hyperlipidemia symptoms

علائم پرهایپرلیپیدمی

hyperlipidemia treatment

درمان پرهایپرلیپیدمی

diagnose hyperlipidemia

تشخیص پرهایپرلیپیدمی

hyperlipidemia causes

علت های پرهایپرلیپیدمی

prevent hyperlipidemia

جلوگیری از پرهایپرلیپیدمی

hyperlipidemia management

مدیریت پرهایپرلیپیدمی

جملات نمونه

many people are unaware they have hyperlipidemia.

بسیاری از افراد متوجه نیستند که هایپرلیپیدمی دارند.

hyperlipidemia can lead to serious health issues.

هایپرلیپیدمی می تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

regular exercise can help manage hyperlipidemia.

ورزش منظم می تواند به مدیریت هایپرلیپیدمی کمک کند.

a balanced diet is essential for preventing hyperlipidemia.

یک رژیم غذایی متعادل برای پیشگیری از هایپرلیپیدمی ضروری است.

doctors often recommend medication for hyperlipidemia.

پزشکان اغلب داروها را برای هایپرلیپیدمی توصیه می کنند.

hyperlipidemia is commonly associated with obesity.

هایپرلیپیدمی معمولاً با چاقی مرتبط است.

monitoring cholesterol levels is crucial for those with hyperlipidemia.

نظارت بر سطح کلسترول برای افراد مبتلا به هایپرلیپیدمی بسیار مهم است.

genetics can play a role in developing hyperlipidemia.

ژنتیک می تواند در ایجاد هایپرلیپیدمی نقش داشته باشد.

patients with hyperlipidemia should avoid saturated fats.

بیماران مبتلا به هایپرلیپیدمی باید از مصرف چربی های اشباع شده خودداری کنند.

regular check-ups are important for managing hyperlipidemia.

معاینات منظم برای مدیریت هایپرلیپیدمی مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید