hyperopia

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˈrəʊpɪə/
[بریتانیا]/ˌhaɪpəˈroʊpiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوربینی

عبارات و ترکیب‌ها

correcting hyperopia

تصحیح دوربینی

hyperopia symptoms

علائم دوربینی

hyperopia treatment

درمان دوربینی

hyperopia causes

علت های دوربینی

hyperopia diagnosis

تشخیص دوربینی

hyperopia correction

تصحیح دوربینی

manage hyperopia

مدیریت دوربینی

hyperopia glasses

عینک دوربینی

hyperopia risk

خطر دوربینی

hyperopia surgery

جراحی دوربینی

جملات نمونه

many people with hyperopia struggle to read small print.

بسیاری از افراد مبتلا به دوربینی در خواندن حروف کوچک مشکل دارند.

hyperopia can cause eye strain and headaches.

دوربینی می‌تواند باعث خستگی چشم و سردرد شود.

children with hyperopia may have difficulty focusing on their schoolwork.

کودکانی که دچار دوربینی هستند ممکن است در تمرکز بر روی تکالیف مدرسه خود مشکل داشته باشند.

regular eye exams can help detect hyperopia early.

معاینه منظم چشم می‌تواند به تشخیص زودهنگام دوربینی کمک کند.

hyperopia can be corrected with glasses or contact lenses.

می‌توان دوربینی را با استفاده از عینک یا لنز تماسی اصلاح کرد.

some people may not realize they have hyperopia until they experience symptoms.

برخی از افراد ممکن است متوجه دوربینی خود نشوند تا زمانی که علائم را تجربه کنند.

hyperopia is often inherited from family members.

دوری‌بینی اغلب از طریق اعضای خانواده به ارث می‌رسد.

laser surgery can be an option for those with severe hyperopia.

جراحی لیزر می‌تواند یک گزینه برای کسانی باشد که دچار دوربینی شدید هستند.

older adults may develop hyperopia as part of the aging process.

افراد مسن ممکن است دوربینی را به عنوان بخشی از روند پیری ایجاد کنند.

hyperopia can affect both children and adults.

دوری‌بینی می‌تواند هم کودکان و هم بزرگسالان را تحت تأثیر قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید