myopia

[ایالات متحده]/maɪˈəʊpiə/
[بریتانیا]/maɪˈoʊpiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود دوراندیشی یا تخیل؛ کوتاه‌نگری

عبارات و ترکیب‌ها

progressive myopia

نزدیک‌بینی پیشرونده

جملات نمونه

a symbol of spiritual myopia

نمادی از دوربینی معنوی

Does myopia have resumptive possibility 300 degrees?

آیا دوربینی احتمال بازگشت 300 درجه را دارد؟

historians have been censured for their myopia in treating modern science as a western phenomenon.

تاریخ‌نگاران به دلیل نزدیک‌نگری خود در مورد علم مدرن به عنوان یک پدیده غربی مورد سرزنش قرار گرفته‌اند.

Strabismus with high myopia is a kind of special strabismus,with fixed esotropia and hypotropia as common styles.

انحراف چشم همراه با دوربینی شدید نوعی انحراف چشم خاص است، با انترتروپی ثابت و هیپوتروپی به عنوان سبک‌های رایج.

The past rectification operation aiming at myopia refraction patients has developed the rectification treatment aiming at hyperopia and astigmia patients.

عملیات اصلاح گذشته که بر روی بیماران رفرکتور دوربینی متمرکز بود، منجر به توسعه درمان اصلاح برای بیماران مبتلا به هایپرتروپی و آستیگماتیسم شده است.

Conclusion: Homocystinuria is a rare autosomal-recessive disorder with multiple systemic complications.Progressive myopia and ectopia lentis are common presenting signs in such patients.

نتیجه‌گیری: هموسیستینوری یک اختلال نادر اتوزومی مغلوب با عوارض سیستمیک متعدد است. دوربینی پیشرونده و اکتروپی لنتی علائم شایع در چنین بیمارانی هستند.

نمونه‌های واقعی

My mother-in-law has a certain myopia when it comes to anyone else's point of view.

همسر شوهر یا همسر زنم در مورد دیدگاه دیگران دچار نزدیک‌بینی خاصی است.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 6

So it's when most people's myopia develops and then stabilizes.

بنابراین زمانی است که نزدیک‌بینی اکثر مردم ایجاد و سپس تثبیت می‌شود.

منبع: Vox opinion

And a growing portion have high myopia which the WHO categorizes as a prescription stronger than -5.

و بخش رو به رشدی وجود دارد که نزدیک‌بینی شدید دارند که سازمان بهداشت جهانی آن را به عنوان نسخه قوی‌تر از -5 طبقه‌بندی می‌کند.

منبع: Vox opinion

The major problems are refractive errors like myopia and astigmatism.

مشکلات اصلی، خطاهای انکساری مانند نزدیک‌بینی و آستیگماتیسم هستند.

منبع: Intermediate English short passage

The myopia prevalence among local children and minors is 60 percent.

شیوع نزدیک‌بینی در بین کودکان و نوجوانان محلی 60 درصد است.

منبع: Intermediate English short passage

Anatomy Before we describe myopia, let's compare the eyeball to a camera for better understanding.

آناتومی قبل از اینکه نزدیک‌بینی را توصیف کنیم، بیایید برای درک بهتر، کره چشم را با یک دوربین مقایسه کنیم.

منبع: Daily Life Medical Science Popularization

So all of us with myopia just have eyeballs that have grown too long.

بنابراین همه ما که دچار نزدیک‌بینی هستیم، فقط کره چشمانی داریم که بیش از حد طولانی شده‌اند.

منبع: Vox opinion

Rates of myopia or near-sightedness or needing glasses to see things far away… have been rising for decades.

نرخ‌های نزدیک‌بینی یا دوربینی یا نیاز به عینک برای دیدن چیزهای دور... در دهه‌های اخیر در حال افزایش بوده است.

منبع: Vox opinion

Misnomer Both hyperopia and myopia have abnormal distant vision, i. e. they cannot focus distant objects clearly.

نامناسب هر دو دوربینی و نزدیک‌بینی دارای دید دور غیرطبیعی هستند، یعنی نمی‌توانند اشیاء دور را به وضوح متمرکز کنند.

منبع: Daily Life Medical Science Popularization

That's Seang Mei Saw. She's a myopia epidemiologist and physician in Singapore.

این سیانگ می سو است. او یک محقق اپیدمیولوژی و پزشک نزدیک‌بینی در سنگاپور است.

منبع: Vox opinion

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید