hyperpigmentation treatment
درمان هایپرپیگمنتاسیون
prevent hyperpigmentation
پیشگیری از هایپرپیگمنتاسیون
hyperpigmentation causes
عوامل ایجاد هایپرپیگمنتاسیون
reducing hyperpigmentation
کاهش هایپرپیگمنتاسیون
post-inflammatory hyperpigmentation
هایپرپیگمنتاسیون پس از التهاب
treating hyperpigmentation
درمان هایپرپیگمنتاسیون
severe hyperpigmentation
هایپرپیگمنتاسیون شدید
hyperpigmentation cream
کرم هایپرپیگمنتاسیون
melasma and hyperpigmentation
ملاسما و هایپرپیگمنتاسیون
sun-induced hyperpigmentation
هایپرپیگمنتاسیون ناشی از خورشید
she noticed hyperpigmentation on her cheeks after excessive sun exposure.
او پس از مواجهه بیش از حد با نور خورشید، تیرگی پوست چروکهای خود را متوجه شد.
topical creams containing hydroquinone are often used to treat hyperpigmentation.
کرمهای موضعی حاوی هیدروکوئینون اغلب برای درمان تیرگی پوست استفاده میشود.
post-inflammatory hyperpigmentation can occur after acne or other skin injuries.
تیرگی پوست پس از التهاب میتواند پس از اکне یا آسیبهای دیگر پوست رخ دهد.
consistent sunscreen use is crucial in preventing hyperpigmentation.
استفاده مداوم از ضد آفتاب برای جلوگیری از تیرگی پوست ضروری است.
melasma is a common cause of hyperpigmentation, especially in pregnant women.
ملاسم یک علت رایج تیرگی پوست است، به ویژه در زنان باردار.
chemical peels can effectively reduce the appearance of hyperpigmentation.
پوستهای شیمیایی میتوانند ظاهر تیرگی پوست را به طور مؤثر کاهش دهند.
laser treatments are a more aggressive option for addressing stubborn hyperpigmentation.
درمانهای لیزری گزینهای فعالتر برای مقابله با تیرگی پوست چسبندهتر هستند.
the dermatologist recommended a brightening serum to combat hyperpigmentation.
پوستپزشک یک سرم روشنکننده را برای مقابله با تیرگی پوست توصیه کرد.
hyperpigmentation can be exacerbated by hormonal fluctuations.
تیرگی پوست میتواند توسط تغییرات هورمونی تشدید شود.
minimizing sun exposure and using antioxidants can help manage hyperpigmentation.
کاهش مواجهه با نور خورشید و استفاده از آنتیاکسیدانها میتواند در کنترل تیرگی پوست کمک کند.
she sought professional advice for her worsening hyperpigmentation.
او برای تیرگی پوستی که بدتر شده بود، مشاوره حرفهای گرفت.
hyperpigmentation treatment
درمان هایپرپیگمنتاسیون
prevent hyperpigmentation
پیشگیری از هایپرپیگمنتاسیون
hyperpigmentation causes
عوامل ایجاد هایپرپیگمنتاسیون
reducing hyperpigmentation
کاهش هایپرپیگمنتاسیون
post-inflammatory hyperpigmentation
هایپرپیگمنتاسیون پس از التهاب
treating hyperpigmentation
درمان هایپرپیگمنتاسیون
severe hyperpigmentation
هایپرپیگمنتاسیون شدید
hyperpigmentation cream
کرم هایپرپیگمنتاسیون
melasma and hyperpigmentation
ملاسما و هایپرپیگمنتاسیون
sun-induced hyperpigmentation
هایپرپیگمنتاسیون ناشی از خورشید
she noticed hyperpigmentation on her cheeks after excessive sun exposure.
او پس از مواجهه بیش از حد با نور خورشید، تیرگی پوست چروکهای خود را متوجه شد.
topical creams containing hydroquinone are often used to treat hyperpigmentation.
کرمهای موضعی حاوی هیدروکوئینون اغلب برای درمان تیرگی پوست استفاده میشود.
post-inflammatory hyperpigmentation can occur after acne or other skin injuries.
تیرگی پوست پس از التهاب میتواند پس از اکне یا آسیبهای دیگر پوست رخ دهد.
consistent sunscreen use is crucial in preventing hyperpigmentation.
استفاده مداوم از ضد آفتاب برای جلوگیری از تیرگی پوست ضروری است.
melasma is a common cause of hyperpigmentation, especially in pregnant women.
ملاسم یک علت رایج تیرگی پوست است، به ویژه در زنان باردار.
chemical peels can effectively reduce the appearance of hyperpigmentation.
پوستهای شیمیایی میتوانند ظاهر تیرگی پوست را به طور مؤثر کاهش دهند.
laser treatments are a more aggressive option for addressing stubborn hyperpigmentation.
درمانهای لیزری گزینهای فعالتر برای مقابله با تیرگی پوست چسبندهتر هستند.
the dermatologist recommended a brightening serum to combat hyperpigmentation.
پوستپزشک یک سرم روشنکننده را برای مقابله با تیرگی پوست توصیه کرد.
hyperpigmentation can be exacerbated by hormonal fluctuations.
تیرگی پوست میتواند توسط تغییرات هورمونی تشدید شود.
minimizing sun exposure and using antioxidants can help manage hyperpigmentation.
کاهش مواجهه با نور خورشید و استفاده از آنتیاکسیدانها میتواند در کنترل تیرگی پوست کمک کند.
she sought professional advice for her worsening hyperpigmentation.
او برای تیرگی پوستی که بدتر شده بود، مشاوره حرفهای گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید