hyperpigmentation

[ایالات متحده]/[ˌhaɪpərpɪɡˈmentˈeɪʃən]/
[بریتانیا]/[ˌhaɪpərˌpɪɡˈmenˈteɪʃən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تولید بیش از حد ملانین که منجر به چین‌چین‌های تاریک روی پوست می‌شود؛ یک بیماری پوستی که با چین‌چین‌های تاریک و نامنظم مشخص می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hyperpigmentation treatment

درمان هایپرپیگمنتاسیون

prevent hyperpigmentation

پیشگیری از هایپرپیگمنتاسیون

hyperpigmentation causes

عوامل ایجاد هایپرپیگمنتاسیون

reducing hyperpigmentation

کاهش هایپرپیگمنتاسیون

post-inflammatory hyperpigmentation

هایپرپیگمنتاسیون پس از التهاب

treating hyperpigmentation

درمان هایپرپیگمنتاسیون

severe hyperpigmentation

هایپرپیگمنتاسیون شدید

hyperpigmentation cream

کرم هایپرپیگمنتاسیون

melasma and hyperpigmentation

ملاسما و هایپرپیگمنتاسیون

sun-induced hyperpigmentation

هایپرپیگمنتاسیون ناشی از خورشید

جملات نمونه

she noticed hyperpigmentation on her cheeks after excessive sun exposure.

او پس از مواجهه بیش از حد با نور خورشید، تیرگی پوست چروک‌های خود را متوجه شد.

topical creams containing hydroquinone are often used to treat hyperpigmentation.

کرم‌های موضعی حاوی هیدروکوئینون اغلب برای درمان تیرگی پوست استفاده می‌شود.

post-inflammatory hyperpigmentation can occur after acne or other skin injuries.

تیرگی پوست پس از التهاب می‌تواند پس از اکне یا آسیب‌های دیگر پوست رخ دهد.

consistent sunscreen use is crucial in preventing hyperpigmentation.

استفاده مداوم از ضد آفتاب برای جلوگیری از تیرگی پوست ضروری است.

melasma is a common cause of hyperpigmentation, especially in pregnant women.

ملاسم یک علت رایج تیرگی پوست است، به ویژه در زنان باردار.

chemical peels can effectively reduce the appearance of hyperpigmentation.

پوست‌های شیمیایی می‌توانند ظاهر تیرگی پوست را به طور مؤثر کاهش دهند.

laser treatments are a more aggressive option for addressing stubborn hyperpigmentation.

درمان‌های لیزری گزینه‌ای فعال‌تر برای مقابله با تیرگی پوست چسبنده‌تر هستند.

the dermatologist recommended a brightening serum to combat hyperpigmentation.

پوست‌پزشک یک سرم روشن‌کننده را برای مقابله با تیرگی پوست توصیه کرد.

hyperpigmentation can be exacerbated by hormonal fluctuations.

تیرگی پوست می‌تواند توسط تغییرات هورمونی تشدید شود.

minimizing sun exposure and using antioxidants can help manage hyperpigmentation.

کاهش مواجهه با نور خورشید و استفاده از آنتی‌اکسیدان‌ها می‌تواند در کنترل تیرگی پوست کمک کند.

she sought professional advice for her worsening hyperpigmentation.

او برای تیرگی پوستی که بدتر شده بود، مشاوره حرفه‌ای گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید