spots appear
ظهور لکهها
spots vanish
ناپدید شدن لکهها
leopard spots
لکههای پلنگ
spots on skin
لکهها روی پوست
checking spots
بررسی لکهها
hot spots
ناحیههای داغ
spots faded
لکهها محو شدند
dark spots
لکههای تیره
spots remained
لکهها باقی ماندند
finding spots
پیدا کردن لکهها
spots on
لکهها روی
spotting spots
مشاهده لکهها
brown spots
لکه های قهوه ای
spots grew
لکهها بزرگ شدند
the dalmatian has distinctive black spots.
سگ دوبرمن دارای لکههای سیاه متمایز است.
sun spots can affect satellite communications.
لکه های خورشیدی می توانند بر ارتباطات ماهواره ای تأثیر بگذارند.
she found a few brown spots on the apple.
او چند لکه قهوه ای روی سیب پیدا کرد.
the leopard's spots provide excellent camouflage.
لکههای پلنگ، استتار عالی را فراهم میکنند.
he got several heat spots from the sunburn.
او چندین نقطه داغ از اثر آفتاب زدگی گرفت.
there were spots of rain on the window.
چند لکه باران روی پنجره وجود داشت.
the map shows the location of various spots.
نقشه محل قرارگیری نقاط مختلف را نشان می دهد.
we visited several tourist spots in the city.
ما از چندین نقطه توریستی در شهر بازدید کردیم.
the carpet had several stubborn spots.
فرش چندین لکه سرسخت داشت.
the athlete targeted specific training spots.
ورزشکار نقاط تمرینی خاص را هدف قرار داد.
the dog has spots on its back and legs.
سگ روی پشت و پاهایش لکه دارد.
the fabric had small, colorful spots.
پارچه دارای لکه های کوچک و رنگارنگ بود.
the carpet had stubborn red spots.
فرش دارای لکه های سرسخت قرمز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید