hyperreaction

[ایالات متحده]/ˌhaɪpərɪˈækʃən/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərɪˈækʃən/

ترجمه

n. واکنشی بیش از حد یا اغراق‌آمیز نسبت به یک محرک یا وضعیت؛ پاسخ فیزیولوژیکی یا روانشناختی افزایش یافته فراتر از آنچه طبیعی در نظر گرفته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

hyperreaction to

واکنش بیش از حد

hyperreactions against

واکنش های بیش از حد علیه

causes hyperreaction

باعث واکنش بیش از حد می شود

triggers hyperreaction

واکنش بیش از حد را فعال می کند

hyperreaction from

واکنش بیش از حد از

severe hyperreaction

واکنش بیش از حد شدید

allergic hyperreaction

واکنش بیش از حد آلرژیک

جملات نمونه

the patient exhibited a severe hyperreaction to the new medication, requiring immediate medical intervention.

بیمار واکنش بیش از حد شدید به داروی جدید نشان داد که نیاز به مداخله پزشکی فوری داشت.

doctors warned that hyperreaction to certain allergens can be life-threatening if not treated promptly.

پزشکان هشدار دادند که واکنش بیش از حد به برخی از آلرژن‌ها می‌تواند در صورت عدم درمان به موقع، تهدید کننده حیات باشد.

the immune system's hyperreaction caused widespread inflammation throughout the body.

واکنش بیش از حد سیستم ایمنی باعث التهاب گسترده در سراسر بدن شد.

children with allergies often show hyperreaction to peanuts and other common triggers.

کودکانی که به آلرژی مبتلا هستند اغلب واکنش بیش از حد به بادام زمینی و سایر عوامل محرک رایج نشان می‌دهند.

the lab results confirmed a hyperreaction to the environmental toxins present in the workplace.

نتایج آزمایشگاهی تأیید کرد که واکنش بیش از حد به سموم محیطی موجود در محل کار وجود دارد.

medical professionals are studying why some individuals experience hyperreaction while others remain unaffected.

متخصصان پزشکی در حال بررسی این موضوع هستند که چرا برخی از افراد واکنش بیش از حد را تجربه می‌کنند در حالی که دیگران تحت تأثیر قرار نمی‌گیرند.

the hyperreaction was so intense that the patient went into anaphylactic shock.

واکنش بیش از حد آنقدر شدید بود که بیمار دچار شوک آنافیلاکسی شد.

scientists are working to develop medications that can control hyperreaction in patients with autoimmune disorders.

دانشمندان در تلاشند تا دارویی را توسعه دهند که بتواند واکنش بیش از حد را در بیماران مبتلا به اختلالات خودایمنی کنترل کند.

even small exposures can trigger a dangerous hyperreaction in sensitive individuals.

حتی قرار گرفتن در معرض مقادیر کم نیز می‌تواند یک واکنش بیش از حد خطرناک را در افراد حساس ایجاد کند.

the documentation clearly shows this is a documented hyperreaction to the compound.

مستندات به وضوح نشان می‌دهد که این یک واکنش بیش از حد مستند به ترکیب است.

researchers observed an unexpected hyperreaction during the clinical trials.

محققان یک واکنش بیش از حد غیرمنتظره را در طول آزمایش‌های بالینی مشاهده کردند.

the hyperreaction symptoms appeared within minutes of exposure to the irritant.

علائم واکنش بیش از حد در عرض چند دقیقه پس از قرار گرفتن در معرض ماده تحریک‌کننده ظاهر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید