hypha

[ایالات متحده]/ˈhaɪfə/
[بریتانیا]/ˈhaɪfə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساختار رشته‌ای از یک قارچ؛ واحد ساختاری اساسی قارچ‌ها
Word Forms
جمعhyphas

عبارات و ترکیب‌ها

hypha growth

رشد هایفا

hypha structure

ساختار هایفا

hypha network

شبکه هایفا

hypha formation

تشکیل هایفا

hypha division

تقسیم هایفا

hypha type

نوع هایفا

hypha density

چگالی هایفا

hypha extension

گسترش هایفا

hypha interaction

تعامل هایفا

hypha analysis

تجزیه و تحلیل هایفا

جملات نمونه

the hypha of the fungus spreads rapidly through the soil.

بافت قارچی قارچ به سرعت در خاک گسترش می‌یابد.

hyphae are essential for nutrient absorption in fungi.

هیف‌ها برای جذب مواد مغذی در قارچ‌ها ضروری هستند.

under the microscope, the hyphae appear as long, thread-like structures.

تحت میکروسکوپ، هیفه‌ها به صورت ساختارهای بلند و شبیه به نخ دیده می‌شوند.

some fungi can produce hyphae that are resistant to harsh conditions.

برخی از قارچ‌ها می‌توانند هیفایی تولید کنند که در برابر شرایط سخت مقاوم هستند.

the hypha network helps in forming mycorrhizal associations with plants.

شبکه هیفایی به تشکیل ارتباطات قارچی با گیاهان کمک می‌کند.

hyphae can be classified as septate or coenocytic.

هیفه‌ها را می‌توان به عنوان جداگانه یا سیتوپلاسمی طبقه‌بندی کرد.

the growth of hyphae is influenced by environmental factors.

رشد هیفه‌ها تحت تأثیر عوامل محیطی قرار دارد.

hyphae play a crucial role in the decomposition of organic matter.

هیفه‌ها نقش مهمی در تجزیه مواد آلی ایفا می‌کنند.

fungal hyphae can form complex networks in their habitat.

هیفای قارچی می‌تواند شبکه‌های پیچیده‌ای را در زیستگاه خود تشکیل دهد.

researchers study hyphae to understand fungal biology better.

محققان هیفه‌ها را برای درک بهتر زیست‌شناسی قارچ‌ها مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید