hypoosmolar

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəʊˈɒzmələ/
[بریتانیا]/ˌhaɪpoʊˈɑːzmələr/

ترجمه

adj. دارای یا به ویژگی فشار اسموتیک بسیار پایین بودن؛ توصیف یک محلول که دارای غلظت اسموتیک کمتر از معمول یا نسبت به یک محلول مرجع مانند پلاسمای خون است.

عبارات و ترکیب‌ها

hypoosmolar state

وضعیت هیپو اوسمولار

hypoosmolar condition

وضعیت هیپو اوسمولار

hypoosmolar serum

سرم هیپو اوسمولار

hypoosmolar urine

مоч هیپو اوسمولار

hypoosmolar plasma

پلاسمای هیپو اوسمولار

hypoosmolar syndrome

متلازمة هیپو اوسمولار

hypoosmolar fluid

مایع هیپو اوسمولار

severe hypoosmolarity

هیپو اوسمولاریته شدید

hypoosmolar dehydration

تعریق هیپو اوسمولار

hypoosmolar coma

کما هیپو اوسمولار

جملات نمونه

hypoosmolar conditions can cause cells to swell and potentially burst if the imbalance is severe enough.

شرایط هیپواسمولار می‌تواند باعث انبساط سلول‌ها و احتمالاً پارگی آن‌ها شود اگر عدم تعادل به اندازه کافی شدید باشد.

the patient received hypoosmolar fluid therapy to reduce dangerous intracranial pressure after the injury.

بیمار دریافت کرد درمان مایعات هیپواسمولار برای کاهش فشار داخل مغزی خطرناک پس از آسیب.

fish living in hypoosmolar environments have developed specialized gills for active salt regulation.

میگو‌های زنده در محیط‌های هیپواسمولار دارای دهانه‌های ویژه برای تنظیم فعال نمک شده‌اند.

laboratory tests revealed significantly hypoosmolar plasma levels in the critically ill study participants.

آزمایش‌های آزمایشگاهی نشان داد سطح پلاسمای هیپواسمولار به طور قابل توجهی در شرکت‌کنندگان مطالعاتی بیمار جدی است.

prolonged exposure to hypoosmolar solution may cause hemolysis and damage red blood cells permanently.

معرض مدت زیادی به محلول هیپواسمولار ممکن است باعث همولیز و آسیب دائمی به گلبول‌های قرمز خون شود.

the medical team carefully monitored the patient for any signs of dangerous hypoosmolar imbalance.

تیم پزشکی با دقت بیمار را برای هر نشانه‌ای از عدم تعادل هیپواسمولار خطرناک نظارت کرد.

hypoosmolar urine output increased dramatically after the diuretic medication was administered to the patient.

تولید ادرار هیپواسمولار پس از اینکه داروی ادرار زا به بیمار داده شد به طور چشمگیری افزایش یافت.

maintaining properly hypoosmolar blood composition is essential for normal cellular function throughout the body.

حفظ ترکیب خون به درستی هیپواسمولار برای عملکرد سلولی طبیعی در سراسر بدن ضروری است.

the scientific experiment clearly demonstrated how hypoosmolar stress affects bacterial cell wall integrity.

آزمایش علمی به روشنی نشان داد چگونه استرس هیپواسمولار تأثیر می‌گذارد بر کامل بودن دیواره سلولی باکتری.

doctors prescribed a strict hypoosmolar diet to help manage the patient's chronic medical condition effectively.

پزشکان یک رژیم غذایی سختگیرانه هیپواسمولار را برای کمک به مدیریت بهتر شرایط پزشکی مزمن بیمار نسخه کردند.

hypoosmolar therapy proved successful in reducing dangerous swelling in the brain-injured patient's tissues.

درمان هیپواسمولار در کاهش набض خطرناک در بافت‌های بیمار آسیب دیده مغز موفقیت‌آمیز ثابت شد.

the kidneys work constantly to regulate hypoosmolar balance and maintain proper fluid levels in the body.

کلیه‌ها به طور مداوم کار می‌کنند تا تعادل هیپواسمولار را تنظیم کنند و سطح مایع مناسب در بدن حفظ کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید