hypotonicities

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəʊtəˈnɪsɪtiz/
[بریتانیا]/ˌhaɪpəˈtɑːnɪsɪz/

ترجمه

n. وضعیت هیپوتونیک؛ شرایط تنش پایین

عبارات و ترکیب‌ها

hypotonicities observed

مشاهدات هایپوتونی

manage hypotonicities

مدیریت هایپوتونی

assess hypotonicities

ارزیابی هایپوتونی

hypotonicities in infants

هایپوتونی در نوزادان

treat hypotonicities

درمان هایپوتونی

hypotonicities and symptoms

هایپوتونی و علائم

evaluate hypotonicities

ارزیابی هایپوتونی

hypotonicities in children

هایپوتونی در کودکان

hypotonicities treatment plan

برنامه درمان هایپوتونی

hypotonicities and therapy

هایپوتونی و درمان

جملات نمونه

hypotonicities can lead to muscle weakness.

افت فشار می‌تواند منجر به ضعف عضلانی شود.

the doctor explained the effects of hypotonicities on the body.

پزشک اثرات افت فشار بر بدن را توضیح داد.

children with hypotonicities may require physical therapy.

کودکانی که دچار افت فشار هستند ممکن است به فیزیوتراپی نیاز داشته باشند.

understanding hypotonicities is essential for proper diagnosis.

درک افت فشار برای تشخیص صحیح ضروری است.

hypotonicities can affect balance and coordination.

افت فشار می‌تواند بر تعادل و هماهنگی تأثیر بگذارد.

parents should monitor signs of hypotonicities in their children.

والدین باید علائم افت فشار را در کودکان خود زیر نظر داشته باشند.

hypotonicities can be a symptom of various medical conditions.

افت فشار می‌تواند علامتی از شرایط پزشکی مختلف باشد.

therapists focus on improving mobility in patients with hypotonicities.

درمانگران بر بهبود تحرک در بیماران مبتلا به افت فشار تمرکز می‌کنند.

research is being conducted on the causes of hypotonicities.

تحقیقات در مورد علل افت فشار در حال انجام است.

hypotonicities can impact a person's daily activities.

افت فشار می‌تواند بر فعالیت‌های روزانه یک فرد تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید